irons

[ایالات متحده]/[ˈaɪərnz]/
[بریتانیا]/[ˈaɪərnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صاف کردن لباس با اتو؛ محدود کردن با پابند
n. وسیله‌ای برای صاف کردن لباس با حرارت؛ پابند، به‌خصوص پابندهای فلزی؛ میله‌ها یا حلقه‌های فلزی که برای بستن درب یا دروازه استفاده می‌شوند
Word Forms
جمعironss

عبارات و ترکیب‌ها

irons out

Persian_translation

ironed shirt

Persian_translation

irons clothes

Persian_translation

ironing board

Persian_translation

irons quickly

Persian_translation

hot irons

Persian_translation

irons age

Persian_translation

irons theft

Persian_translation

irons case

Persian_translation

irons store

Persian_translation

جملات نمونه

she irons her shirts every sunday morning.

او هر یکشنبه صبح لباس‌هایش را اتو می‌کند.

he needs to buy a new iron; his is broken.

او نیاز دارد یک اتوی جدید بخرد؛ اتوی او خراب است.

the irons were too hot, scorching the fabric.

اتوها خیلی داغ بودند و پارچه را سوختند.

she carefully irons the creases out of the dress.

او با دقت چروک‌ها را از روی لباس اتو می‌کند.

he left the irons plugged in, which was dangerous.

او اتوها را به برق وصل گذاشت که خطرناک بود.

the laundry room has an industrial-sized irons.

اتاق لباس‌شویی دارای اتوهای بزرگ صنعتی است.

she uses a travel irons when she's on the road.

او از یک اتوی مسافرتی استفاده می‌کند وقتی در سفر است.

he’s ironing a suit for a job interview.

او در حال اتو کردن یک کت و شلوار برای مصاحبه شغلی است.

the irons are essential for maintaining a professional appearance.

اتوها برای حفظ ظاهری حرفه‌ای ضروری هستند.

she keeps the irons in a storage cabinet.

او اتوها را در یک کابینت ذخیره سازی نگه می‌دارد.

he’s comparing different brands of irons.

او در حال مقایسه برندهای مختلف اتو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید