ironside

[ایالات متحده]/'aiənsaid/
[بریتانیا]/ˈaɪənˌsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. Ironside
adv. نیازی به ترجمه نیست.
Word Forms
جمعironsides

عبارات و ترکیب‌ها

tough ironside

سخت‌جگر

mighty ironside

قدرتمند

جملات نمونه

He was known for his ironside determination.

او به دلیل اراده فولادی‌اش مشهور بود.

The ironside of the ship was reinforced with extra steel plates.

بدنه فولادی کشتی با صفحات فولادی اضافی تقویت شده بود.

The general led his ironside cavalry into battle.

ژنرال سوارکاران فولادی خود را به جنگ هدایت کرد.

The ironside chair in the living room is quite sturdy.

صندلی فولادی در اتاق نشیمن بسیار محکم است.

The ironside division was known for its fearless soldiers.

دیویزیون فولادی به خاطر سربازان بی‌باکی‌اش مشهور بود.

The castle was protected by an ironside gate.

قلعه توسط دروازه فولادی محافظت می‌شد.

The knight wore an ironside helmet for extra protection.

شوالیه برای محافظت بیشتر کلاه فولادی پوشید.

The ironside fortress was impregnable.

قلعه فولادی غیرقابل نفوذ بود.

The ironside fleet sailed into the enemy territory.

ناوگان فولادی وارد قلمرو دشمن شد.

The ironside sword was passed down through generations.

شمشیر فولادی از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

نمونه‌های واقعی

Prince Ruppert, who gave Cromwell the nickname Ironside, saw the losses and led his bravest Royalist Cavalry unit to relieve the wavering flank.

پrins رپر، که به کرومول لقب آیرنساید (سرب آهنین) داد، تلفات را دید و واحد سوارکاران وفادار سلطنتی شجاع خود را به منظور تقویت جناح در حال لرزش به خط مقدم آورد.

منبع: Character Profile

Another son, Bjorn Ironside (there was another son called Sigurd Snake-In-The-Eye) became the king of Sweden and established a dynasty that held the throne for several generations.

یک پسر دیگر، بیورن آیرنساید (یک پسر دیگر به نام سیگورد اسنک-این-دی-ای) به پادشاه سوئد تبدیل شد و سلسله نسبی را تأسیس کرد که برای چندین نسل بر تخت نشست.

منبع: Charming history

'What Lou wants is a job where she can put her feet up and watch daytime telly while feeding old Ironside there through a straw, ' said Treena.

'آنچه لو می‌خواهد یک شغل است که بتواند پای خود را دراز کند و در حالی که غذای قدیمی Ironside را از طریق یک نی به او می‌دهد، تلویزیون روزانه تماشا کند،' ترینا گفت.

منبع: Me Before You

Although Cromwell lacked military experience, he created and led a superb force of cavalry, the 'Ironsides', and rose from the rank of captain to that of lieutenant-general in three years.

با وجود اینکه کرومول تجربه نظامی نداشت، یک نیروی سوارکاری عالی‌الجودة «آیرنساید» را ایجاد و رهبری کرد و در عرض سه سال از رتبه کاپیتان به درجه سرلuitenنت-ژنرال ارتقا یافت.

منبع: Walking into Cambridge University

Still,   raiding and conquering were two different things for the Vikings, and they didn't even  send an official army to Britain until 865 CE when Bjorn Ironside joined his brother Ivar  the Boneless to avenge their father's death.

با این حال، غارت و فتح برای وایکینگ‌ها دو چیز متفاوت بود و حتی تا سال 865 میلادی که بیورن آیرنساید به برادرش ایوار استخوان‌دار پیوست تا انتقام مرگ پدرشان را بگیرد، ارتش رسمی به بریتانیا نفرستادند.

منبع: Charming history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید