irradiance

[ایالات متحده]/ɪˈreɪdiəns/
[بریتانیا]/ɪˈreɪdiəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت تابش دریافتی توسط یک سطح به ازای هر واحد مساحت؛ روشنایی یا تابش

عبارات و ترکیب‌ها

solar irradiance

تابش خورشیدی

total irradiance

تابش کل

spectral irradiance

تابش طیفی

incident irradiance

تابش وارده

average irradiance

تابش متوسط

peak irradiance

تابش اوج

measured irradiance

تابش اندازه‌گیری‌شده

effective irradiance

تابش مؤثر

global irradiance

تابش جهانی

radiant irradiance

تابش شعاعی

جملات نمونه

the solar irradiance affects the temperature of the earth.

تابش خورشیدی بر دمای زمین تأثیر می گذارد.

measuring the irradiance is crucial for solar panel efficiency.

اندازه گیری تابش برای راندمان پنل های خورشیدی بسیار مهم است.

high irradiance levels can lead to increased plant growth.

سطوح بالای تابش می تواند منجر به رشد بیشتر گیاهان شود.

the irradiance spectrum varies throughout the day.

طیف تابش در طول روز متفاوت است.

we need to monitor the irradiance for accurate data collection.

ما نیاز داریم تابش را برای جمع آوری داده های دقیق نظارت کنیم.

understanding irradiance helps in climate studies.

درک تابش به مطالعات آب و هوایی کمک می کند.

solar irradiance can be affected by atmospheric conditions.

تابش خورشیدی می تواند تحت تأثیر شرایط جوی قرار گیرد.

researchers are studying the effects of irradiance on energy production.

محققان در حال بررسی اثرات تابش بر تولید انرژی هستند.

increased irradiance can cause heat stress in crops.

افزایش تابش می تواند باعث ایجاد تنش حرارتی در محصولات شود.

the irradiance data is essential for optimizing agricultural practices.

داده های تابش برای بهینه سازی روش های کشاورزی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید