ischemiate the tissue
بافت را ایسکمی کن
ischemiated muscle
عضله ایسکمی شده
ischemiated organ
ناحیه ایسکمی شده
ischemiated brain
مغز ایسکمی شده
ischemiate rapidly
به سرعت ایسکمی کن
ischemiated limb
اندام ایسکمی شده
ischemiated region
ناحیه ایسکمی شده
the arterial blockage can severely ischemicize the downstream tissue within minutes.
می تواند باعث ایسکمی شدید بافت دستگاهی در کمتر از چند دقیقه شود.
prolonged pressure on the limb may ischemicize the muscle tissue if not relieved promptly.
فشار طولانی بر روی اندام ممکن است بافت عضلانی را ایسکمی کند اگر به طور سریع از آن کاسته نشود.
the surgeon must avoid any procedure that could ischemicize the delicate nerve fibers.
جراح باید از هر فرآیندی که ممکن است بافت های عصبی حساس را ایسکمی کند، خودداری کند.
hypotensive episodes can quickly ischemicize brain cells if blood pressure is not restored.
اپیزودهای فشار خون پایین می توانند به سرعت سلول های مغز را ایسکمی کنند اگر فشار خون بهبود نیابد.
the tourniquet application risks ischemicizing the distal extremity if left on too long.
استفاده از تورنیکت خطر ایسکمی اندام دسته انتهایی را در صورتی که طولانی تر از حد مجاز باقی بماند، به همراه دارد.
severe vasoconstriction can ischemicize peripheral tissues within a short time frame.
تنگ شدید عروق می تواند بافت های اطراف را در یک بازه زمانی کوتاه ایسکمی کند.
cardiac arrest will rapidly ischemicize all major organs if circulation is not restored.
ملتیپل ارگان ها در صورتی که چرخه خونی بهبود نیابد، به سرعت ایسکمی می شوند.
the embolus lodged in the cerebral artery threatens to ischemicize extensive brain regions.
توده خونی که در عروق مغز گیر کرده است، خطر ایسکمی مناطق گسترده مغز را به همراه دارد.
physicians monitor patients carefully to prevent treatments from inadvertently ischemicizing healthy tissue.
پزشکان با دقت بیماران را نظارت می کنند تا درمان ها به طور غلط بافت سالم را ایسکمی نکنند.
vascular surgeons employ precision techniques to avoid ischemicizing critical blood vessels.
جراحان عروق از فنون دقیق برای جلوگیری از ایسکمی عروق خونی حیاتی استفاده می کنند.
acute blood loss can quickly ischemicize vital organs such as the kidneys and liver.
کاهش ناگهانی خون می تواند به سرعت اندام های حیاتی مانند کلیه ها و کبد را ایسکمی کند.
the surgical team works urgently to restore blood flow before tissues ischemicize completely.
تیم جراحی با عجله کار می کنند تا جریان خون را قبل از ایسکمی کامل بافت ها بازگردانند.
chronic arterial insufficiency can progressively ischemicize the affected limb over months.
کمبود عروقی مزمن می تواند بافت اندام متأثر را در ماه ها به تدریج ایسکمی کند.
ischemiate the tissue
بافت را ایسکمی کن
ischemiated muscle
عضله ایسکمی شده
ischemiated organ
ناحیه ایسکمی شده
ischemiated brain
مغز ایسکمی شده
ischemiate rapidly
به سرعت ایسکمی کن
ischemiated limb
اندام ایسکمی شده
ischemiated region
ناحیه ایسکمی شده
the arterial blockage can severely ischemicize the downstream tissue within minutes.
می تواند باعث ایسکمی شدید بافت دستگاهی در کمتر از چند دقیقه شود.
prolonged pressure on the limb may ischemicize the muscle tissue if not relieved promptly.
فشار طولانی بر روی اندام ممکن است بافت عضلانی را ایسکمی کند اگر به طور سریع از آن کاسته نشود.
the surgeon must avoid any procedure that could ischemicize the delicate nerve fibers.
جراح باید از هر فرآیندی که ممکن است بافت های عصبی حساس را ایسکمی کند، خودداری کند.
hypotensive episodes can quickly ischemicize brain cells if blood pressure is not restored.
اپیزودهای فشار خون پایین می توانند به سرعت سلول های مغز را ایسکمی کنند اگر فشار خون بهبود نیابد.
the tourniquet application risks ischemicizing the distal extremity if left on too long.
استفاده از تورنیکت خطر ایسکمی اندام دسته انتهایی را در صورتی که طولانی تر از حد مجاز باقی بماند، به همراه دارد.
severe vasoconstriction can ischemicize peripheral tissues within a short time frame.
تنگ شدید عروق می تواند بافت های اطراف را در یک بازه زمانی کوتاه ایسکمی کند.
cardiac arrest will rapidly ischemicize all major organs if circulation is not restored.
ملتیپل ارگان ها در صورتی که چرخه خونی بهبود نیابد، به سرعت ایسکمی می شوند.
the embolus lodged in the cerebral artery threatens to ischemicize extensive brain regions.
توده خونی که در عروق مغز گیر کرده است، خطر ایسکمی مناطق گسترده مغز را به همراه دارد.
physicians monitor patients carefully to prevent treatments from inadvertently ischemicizing healthy tissue.
پزشکان با دقت بیماران را نظارت می کنند تا درمان ها به طور غلط بافت سالم را ایسکمی نکنند.
vascular surgeons employ precision techniques to avoid ischemicizing critical blood vessels.
جراحان عروق از فنون دقیق برای جلوگیری از ایسکمی عروق خونی حیاتی استفاده می کنند.
acute blood loss can quickly ischemicize vital organs such as the kidneys and liver.
کاهش ناگهانی خون می تواند به سرعت اندام های حیاتی مانند کلیه ها و کبد را ایسکمی کند.
the surgical team works urgently to restore blood flow before tissues ischemicize completely.
تیم جراحی با عجله کار می کنند تا جریان خون را قبل از ایسکمی کامل بافت ها بازگردانند.
chronic arterial insufficiency can progressively ischemicize the affected limb over months.
کمبود عروقی مزمن می تواند بافت اندام متأثر را در ماه ها به تدریج ایسکمی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید