irrigate

[ایالات متحده]/ˈɪrɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈɪrɪɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تأمین آب برای (زمین یا محصولات)، معمولاً از طریق کانال‌ها.
vi. تأمین آب برای زمین یا محصولات.

جملات نمونه

They have built canals to irrigate the desert.

آنها کانال‌هایی برای آبیاری صحرا ساخته‌اند.

irrigate one's nose and throat with hot water

آب‌رسانی به بینی و گلو با آب گرم

irrigated regions of the Mediterranean littoral.

مناطق آبیاری‌شده در سواحل مدیترانه.

a scheme to divert water from the river to irrigate agricultural land.

یک طرح برای منحرف کردن آب از رودخانه به منظور آبیاری زمین‌های کشاورزی.

wine irrigated the vast areas of his knowledge.

شراب، مناطق وسیع دانش او را آبیاری کرد.

sluices connecting a reservoir with irrigated fields.

بندها که یک مخزن را به زمین‌های آبیاری متصل می‌کنند.

The fields are irrigated so that the crops can grow.

زمین‌ها آبیاری می‌شوند تا محصولات رشد کنند.

The farmer dug several trenches to irrigate the rice fields.

کشاورز چندین خندق برای آبیاری مزارع برنج حفر کرد.

The Yangtse River irrigates vast stretches of farmland along its course.

رودخانه یانگ تسه، مناطق وسیعی از زمین‌های کشاورزی را در طول مسیر خود آبیاری می‌کند.

The 2nd often vegetable, when vegetable is burned, these do not cheer saline condiment, when eating, irrigate with mix up of butter, bovril go up in these vegetable.

سبزی دوم، وقتی سبزی سوخته است، اینها طعم دهنده شور را شاد نمی‌کنند، هنگام خوردن، با مخلوطی از کره آبیاری کنید، bovril در این سبزی بالا می‌رود.

And yet in that context we are still seeing golf course grassing plans that promote large areas of irrigated amenity grassland, dominated by water demanding grass species.

با این حال، در این زمینه هنوز طرح‌های چمن‌کاری زمین گلف را می‌بینیم که مناطق وسیعی از چمنزار آبیاری‌شده با امکانات را ترویج می‌کند، که توسط گونه‌های چمن‌زار آب‌خواه تسلط دارد.

نمونه‌های واقعی

Between this and the railway extended vast plains, plentifully irrigated.

بین این و خط راه آهن، دشت‌های وسیعی وجود داشت که به طور فراوان آبیاری می‌شدند.

منبع: Around the World in Eighty Days

Tina Shields is a water manager for the Imperial Irrigation District.

تینا شیلدز مدیر آب ناحیه آبیاری امپریال است.

منبع: This month VOA Daily Standard English

We put in cisterns to irrigate.

ما مخازن برای آبیاری نصب کردیم.

منبع: VOA Standard English_Life

Irrigated by a special system that delivers the precise amount needed to each plant.

به طور آبیاری توسط یک سیستم ویژه که مقدار دقیق مورد نیاز هر گیاه را ارائه می دهد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Nasal irrigation can flush out the sinuses, reducing the congestive symptoms of allergic rhinitis.

آبیاری بینی می تواند مجرای بینی را تمیز کند و علائم احتقانی رینیت آلرژیک را کاهش دهد.

منبع: Osmosis - Respiration

Irrigate and explore the wound, repair the lac.

آبیاری و بررسی زخم، ترمیم لاک.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

What we do is irrigate book deserts.

ما بیابان کتاب ها را آبیاری می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

It irrigates the soil, the pastures.

خاک و مراتع را آبیاری می کند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

That is not supported by the Irrigation District management.

این توسط مدیریت منطقه آبیاری پشتیبانی نمی شود.

منبع: This month VOA Daily Standard English

Irrigated agriculture is the big story.

کشاورزی آبیاری داستان بزرگی است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید