itac

[ایالات متحده]/ˈaɪtæk/
[بریتانیا]/ˈaɪtæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چمکوئین (نوعی پروتئین که حرکت سلولی و التهاب را تنظیم می‌کند)؛ مرکز تحلیل تهدیدات اطلاعاتی (سازمانی که تهدیدات اطلاعاتی را تحلیل می‌کند)؛ انجمن اتصال کانادا (سازمان صنعتی کانادا)؛ مدار مبدل پایانه ISDN (مداری برای تطبیق پایانه ISDN)
شکل‌های واژه
جمعitacs

عبارات و ترکیب‌ها

got itac

دریافت کردم

itac happens

ایتی‌اک رخ می‌دهد

keep itac

ایتی‌اک را حفظ کن

itac out

ایتی‌اک خارج است

no itac

هیچ ایتی‌اکی نیست

itac up

ایتی‌اک بالا است

itac problem

مشکل ایتی‌اک

itac thing

چیزی ایتی‌اک

keep itac away

ایتی‌اک را دور بگذار

get itac done

ایتی‌اک را انجام بده

جملات نمونه

she has developed a nervous tic that makes her blink repeatedly.

او یک تیک عصبی توسعه داده که باعث می‌شود به طور مکرر چشم بزند.

the child began experiencing facial tics after the stressful move.

پس از تغییر استرس‌زا، کودک شروع به تجربه تیک‌های صورت کرد.

his shoulder tic becomes more noticeable when he feels anxious.

وقتی احساس نگرانی می‌کند، تیک شانه‌اش بیشتر قابل توجه می‌شود.

the neurologist explained that her tic is a temporary condition.

نورولوژیست توضیح داد که تیک او یک حالت موقتی است.

tourette's syndrome involves multiple motor and vocal tics.

اختلال تورتی مجموعه‌ای از تیک‌های حرکتی و صوتی را شامل می‌شود.

she learned techniques to suppress her tic during important meetings.

او روش‌هایی برای کاهش تیک خود در جلسات مهم یاد گرفت.

the medication significantly reduced the frequency of his tics.

دارو فرکانس تیک‌های او را به طور قابل توجهی کاهش داد.

a tic is characterized as an involuntary, repetitive movement.

تیک به عنوان یک حرکت غیراختیاری و تکراری تعریف می‌شود.

he developed a verbal tic where he constantly clears his throat.

او یک تیک گفتاری توسعه داد که باعث می‌شود به طور مداوم گلوی خود را تمیز کند.

the teacher noticed the student's eye tic and asked if everything was okay.

معلم تیک چشم دانش‌آموز را متوجه شد و پرسید آیا همه چیز در حالت نرمال است.

stress often exacerbates existing tic conditions in children.

استرس اغلب شرایط تیک موجود در کودکان را تشدید می‌کند.

she kept a diary to track when her tic episodes occurred.

او یک دفترچه روزانه نگهداری کرد تا زمان وقوع واقعه‌های تیک خود را دنبال کند.

the psychologist noted that the tic appeared during virtual sessions.

روان‌شناس یاد گرفت که تیک در جلسات مجازی ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید