| جمع | itacs |
got itac
دریافت کردم
itac happens
ایتیاک رخ میدهد
keep itac
ایتیاک را حفظ کن
itac out
ایتیاک خارج است
no itac
هیچ ایتیاکی نیست
itac up
ایتیاک بالا است
itac problem
مشکل ایتیاک
itac thing
چیزی ایتیاک
keep itac away
ایتیاک را دور بگذار
get itac done
ایتیاک را انجام بده
she has developed a nervous tic that makes her blink repeatedly.
او یک تیک عصبی توسعه داده که باعث میشود به طور مکرر چشم بزند.
the child began experiencing facial tics after the stressful move.
پس از تغییر استرسزا، کودک شروع به تجربه تیکهای صورت کرد.
his shoulder tic becomes more noticeable when he feels anxious.
وقتی احساس نگرانی میکند، تیک شانهاش بیشتر قابل توجه میشود.
the neurologist explained that her tic is a temporary condition.
نورولوژیست توضیح داد که تیک او یک حالت موقتی است.
tourette's syndrome involves multiple motor and vocal tics.
اختلال تورتی مجموعهای از تیکهای حرکتی و صوتی را شامل میشود.
she learned techniques to suppress her tic during important meetings.
او روشهایی برای کاهش تیک خود در جلسات مهم یاد گرفت.
the medication significantly reduced the frequency of his tics.
دارو فرکانس تیکهای او را به طور قابل توجهی کاهش داد.
a tic is characterized as an involuntary, repetitive movement.
تیک به عنوان یک حرکت غیراختیاری و تکراری تعریف میشود.
he developed a verbal tic where he constantly clears his throat.
او یک تیک گفتاری توسعه داد که باعث میشود به طور مداوم گلوی خود را تمیز کند.
the teacher noticed the student's eye tic and asked if everything was okay.
معلم تیک چشم دانشآموز را متوجه شد و پرسید آیا همه چیز در حالت نرمال است.
stress often exacerbates existing tic conditions in children.
استرس اغلب شرایط تیک موجود در کودکان را تشدید میکند.
she kept a diary to track when her tic episodes occurred.
او یک دفترچه روزانه نگهداری کرد تا زمان وقوع واقعههای تیک خود را دنبال کند.
the psychologist noted that the tic appeared during virtual sessions.
روانشناس یاد گرفت که تیک در جلسات مجازی ظاهر شد.
got itac
دریافت کردم
itac happens
ایتیاک رخ میدهد
keep itac
ایتیاک را حفظ کن
itac out
ایتیاک خارج است
no itac
هیچ ایتیاکی نیست
itac up
ایتیاک بالا است
itac problem
مشکل ایتیاک
itac thing
چیزی ایتیاک
keep itac away
ایتیاک را دور بگذار
get itac done
ایتیاک را انجام بده
she has developed a nervous tic that makes her blink repeatedly.
او یک تیک عصبی توسعه داده که باعث میشود به طور مکرر چشم بزند.
the child began experiencing facial tics after the stressful move.
پس از تغییر استرسزا، کودک شروع به تجربه تیکهای صورت کرد.
his shoulder tic becomes more noticeable when he feels anxious.
وقتی احساس نگرانی میکند، تیک شانهاش بیشتر قابل توجه میشود.
the neurologist explained that her tic is a temporary condition.
نورولوژیست توضیح داد که تیک او یک حالت موقتی است.
tourette's syndrome involves multiple motor and vocal tics.
اختلال تورتی مجموعهای از تیکهای حرکتی و صوتی را شامل میشود.
she learned techniques to suppress her tic during important meetings.
او روشهایی برای کاهش تیک خود در جلسات مهم یاد گرفت.
the medication significantly reduced the frequency of his tics.
دارو فرکانس تیکهای او را به طور قابل توجهی کاهش داد.
a tic is characterized as an involuntary, repetitive movement.
تیک به عنوان یک حرکت غیراختیاری و تکراری تعریف میشود.
he developed a verbal tic where he constantly clears his throat.
او یک تیک گفتاری توسعه داد که باعث میشود به طور مداوم گلوی خود را تمیز کند.
the teacher noticed the student's eye tic and asked if everything was okay.
معلم تیک چشم دانشآموز را متوجه شد و پرسید آیا همه چیز در حالت نرمال است.
stress often exacerbates existing tic conditions in children.
استرس اغلب شرایط تیک موجود در کودکان را تشدید میکند.
she kept a diary to track when her tic episodes occurred.
او یک دفترچه روزانه نگهداری کرد تا زمان وقوع واقعههای تیک خود را دنبال کند.
the psychologist noted that the tic appeared during virtual sessions.
روانشناس یاد گرفت که تیک در جلسات مجازی ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید