many musicians work itinerantly, moving from city to city to perform.
بسیاری از نوازندگان به صورت دوره گردی کار میکنند و از شهری به شهر دیگر برای اجرا میروند.
the salesman traveled itinerantly throughout the region for his job.
فروشنده برای کار خود به صورت دوره گردی در سراسر منطقه سفر کرد.
she was employed itinerantly as a consultant for various companies.
او به عنوان مشاور برای شرکتهای مختلف به صورت دوره گردی استخدام شده بود.
the circus performers lived itinerantly, never staying in one place for long.
هنرمندان سیرک به صورت دوره گردی زندگی میکردند و زیاد در یک مکان نمیماندند.
they worked itinerantly as freelance journalists around the world.
آنها به عنوان روزنامهنگاران آزادکار به صورت دوره گردی در سراسر جهان کار میکردند.
the consultant provided services itinerantly to clients in different states.
مشاور خدمات خود را به صورت دوره گردی به مشتریان در ایالتهای مختلف ارائه میداد.
agricultural workers often move itinerantly following the harvest seasons.
کارگران کشاورزی اغلب به صورت دوره گردی با دنبال کردن فصول برداشت محصول جابجا میشوند.
he worked itinerantly as a roadie for the touring band.
او به عنوان یک مسئول تجهیزات برای گروه نوازندگان در حال اجرا به صورت دوره گردی کار میکرد.
the religious leader preached itinerantly in villages across the country.
رهبر مذهبی به صورت دوره گردی در روستاهای سراسر کشور وعظ میکرد.
many artists work itinerantly, exhibiting their art in galleries worldwide.
بسیاری از هنرمندان به صورت دوره گردی کار میکنند و آثار هنری خود را در گالریهای سراسر جهان به نمایش میگذارند.
she worked itinerantly as a private tutor, visiting students' homes.
او به صورت دوره گردی به عنوان یک معلم خصوصی خصوصی کار میکرد و به خانههای دانشآموزان میرفت.
the massage therapist traveled itinerantly to provide services at clients' locations.
ماساژور به صورت دوره گردی سفر میکرد تا خدمات را در محل مشتریان ارائه دهد.
technical support specialists sometimes work itinerantly, visiting different offices.
متخصصان پشتیبانی فنی گاهی اوقات به صورت دوره گردی کار میکنند و از دفاتر مختلف بازدید میکنند.
the motivational speaker delivered presentations itinerantly across the country.
سخنران انگیزشی به صورت دوره گردی ارائههایی در سراسر کشور ارائه داد.
veterinarians in rural areas often work itinerantly, traveling between farms.
دامپزشکان در مناطق روستایی اغلب به صورت دوره گردی کار میکنند و بین مزارع سفر میکنند.
many musicians work itinerantly, moving from city to city to perform.
بسیاری از نوازندگان به صورت دوره گردی کار میکنند و از شهری به شهر دیگر برای اجرا میروند.
the salesman traveled itinerantly throughout the region for his job.
فروشنده برای کار خود به صورت دوره گردی در سراسر منطقه سفر کرد.
she was employed itinerantly as a consultant for various companies.
او به عنوان مشاور برای شرکتهای مختلف به صورت دوره گردی استخدام شده بود.
the circus performers lived itinerantly, never staying in one place for long.
هنرمندان سیرک به صورت دوره گردی زندگی میکردند و زیاد در یک مکان نمیماندند.
they worked itinerantly as freelance journalists around the world.
آنها به عنوان روزنامهنگاران آزادکار به صورت دوره گردی در سراسر جهان کار میکردند.
the consultant provided services itinerantly to clients in different states.
مشاور خدمات خود را به صورت دوره گردی به مشتریان در ایالتهای مختلف ارائه میداد.
agricultural workers often move itinerantly following the harvest seasons.
کارگران کشاورزی اغلب به صورت دوره گردی با دنبال کردن فصول برداشت محصول جابجا میشوند.
he worked itinerantly as a roadie for the touring band.
او به عنوان یک مسئول تجهیزات برای گروه نوازندگان در حال اجرا به صورت دوره گردی کار میکرد.
the religious leader preached itinerantly in villages across the country.
رهبر مذهبی به صورت دوره گردی در روستاهای سراسر کشور وعظ میکرد.
many artists work itinerantly, exhibiting their art in galleries worldwide.
بسیاری از هنرمندان به صورت دوره گردی کار میکنند و آثار هنری خود را در گالریهای سراسر جهان به نمایش میگذارند.
she worked itinerantly as a private tutor, visiting students' homes.
او به صورت دوره گردی به عنوان یک معلم خصوصی خصوصی کار میکرد و به خانههای دانشآموزان میرفت.
the massage therapist traveled itinerantly to provide services at clients' locations.
ماساژور به صورت دوره گردی سفر میکرد تا خدمات را در محل مشتریان ارائه دهد.
technical support specialists sometimes work itinerantly, visiting different offices.
متخصصان پشتیبانی فنی گاهی اوقات به صورت دوره گردی کار میکنند و از دفاتر مختلف بازدید میکنند.
the motivational speaker delivered presentations itinerantly across the country.
سخنران انگیزشی به صورت دوره گردی ارائههایی در سراسر کشور ارائه داد.
veterinarians in rural areas often work itinerantly, traveling between farms.
دامپزشکان در مناطق روستایی اغلب به صورت دوره گردی کار میکنند و بین مزارع سفر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید