jabberers

[ایالات متحده]/ˈdʒæbərə/
[بریتانیا]/ˈdʒæbərər/

ترجمه

n. فردی که به طور سریع و مداوم به شیوه‌ای احمقانه، هیجان‌زده یا غیرقابل فهم صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

chatty jabberer

حرف‌زن بيش از حد

nervous jabberer

حرف‌زن مضطرب

talkative jabberer

حرف‌زن زیاد

happy jabberer

حرف‌زن شاد

constant jabberer

حرف‌زن دائمی

noisy jabberer

حرف‌زن پر سر و صدا

curious jabberer

حرف‌زن کنجکاو

excited jabberer

حرف‌زن هیجان‌زده

endless jabberer

حرف‌زن بی‌پایان

frantic jabberer

حرف‌زن مضطرب و سرگردان

جملات نمونه

the jabberer at the party wouldn't stop talking.

فرد سخن‌چران در مهمانی نمی‌توانست دست از صحبت کردن بردارد.

she’s known as the office jabberer.

او به عنوان سخن‌چران اداره شناخته می‌شود.

the jabberer shared stories that were hard to believe.

سخن‌چران داستان‌هایی را تعریف کرد که باور کردنشان سخت بود.

everyone enjoyed the jabberer's entertaining anecdotes.

همه از حکایت‌های سرگرم‌کننده سخن‌چران لذت بردند.

he couldn’t help being a jabberer during meetings.

او نمی‌توانست در طول جلسات از صحبت کردن زیاد خودداری کند.

the jabberer's constant chatter was distracting.

صحبت‌های مداوم سخن‌چران حواس‌پرتی بود.

she often plays the role of the jabberer in group discussions.

او اغلب نقش سخن‌چران را در بحث‌های گروهی ایفا می‌کند.

the jabberer made everyone laugh with her jokes.

سخن‌چران با شوخی‌هایش همه را به خنده واداشت.

being a jabberer can sometimes be exhausting.

گاهی اوقات سخن‌چران بودن می‌تواند خسته‌کننده باشد.

despite being a jabberer, he listened well to others.

با وجود اینکه سخن‌چران بود، به خوبی به دیگران گوش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید