| زمان گذشته | jackknifed |
| شکل سوم شخص مفرد | jack-knifes |
| صفت یا فعل حال استمراری | jack-knifing |
| قسمت سوم فعل | jack-knifed |
jackknife technique
تکنیک چاقوی جیبی
jackknife method
روش چاقوی جیبی
jackknife fold
تا زدن چاقوی جیبی
jackknife cut
برش چاقوی جیبی
jackknife error
خطای چاقوی جیبی
jackknife estimator
تخمینگر چاقوی جیبی
jackknife sample
نمونهگیری چاقوی جیبی
jackknife analysis
تجزیه و تحلیل چاقوی جیبی
jackknife variance
واریانس چاقوی جیبی
jackknife statistic
آمار چاقوی جیبی
he opened his jackknife to cut the rope.
او چاقوی جیبیاش را باز کرد تا طناب را برش کند.
she always carries a jackknife when camping.
او همیشه هنگام کمپینگ یک چاقوی جیبی همراه دارد.
the jackknife is a versatile tool for outdoor activities.
چاقوی جیبی یک ابزار چند منظوره برای فعالیتهای فضای باز است.
be careful not to cut yourself with that jackknife.
مراقب باشید با آن چاقوی جیبی به خودتان آسیب نرسانید.
he used his jackknife to whittle a piece of wood.
او از چاقوی جیبی خود برای تراشیدن یک تکه چوب استفاده کرد.
the jackknife can be folded for easy storage.
چاقوی جیبی را میتوان برای نگهداری آسان تا کرد.
she demonstrated how to safely use a jackknife.
او نحوه استفاده ایمن از یک چاقوی جیبی را نشان داد.
he prefers a jackknife over a fixed blade knife.
او ترجیح میدهد یک چاقوی جیبی را به یک چاقوی با تیغه ثابت ترجیح دهد.
she bought a new jackknife with multiple tools.
او یک چاقوی جیبی جدید با ابزارهای متعدد خرید.
jackknife technique
تکنیک چاقوی جیبی
jackknife method
روش چاقوی جیبی
jackknife fold
تا زدن چاقوی جیبی
jackknife cut
برش چاقوی جیبی
jackknife error
خطای چاقوی جیبی
jackknife estimator
تخمینگر چاقوی جیبی
jackknife sample
نمونهگیری چاقوی جیبی
jackknife analysis
تجزیه و تحلیل چاقوی جیبی
jackknife variance
واریانس چاقوی جیبی
jackknife statistic
آمار چاقوی جیبی
he opened his jackknife to cut the rope.
او چاقوی جیبیاش را باز کرد تا طناب را برش کند.
she always carries a jackknife when camping.
او همیشه هنگام کمپینگ یک چاقوی جیبی همراه دارد.
the jackknife is a versatile tool for outdoor activities.
چاقوی جیبی یک ابزار چند منظوره برای فعالیتهای فضای باز است.
be careful not to cut yourself with that jackknife.
مراقب باشید با آن چاقوی جیبی به خودتان آسیب نرسانید.
he used his jackknife to whittle a piece of wood.
او از چاقوی جیبی خود برای تراشیدن یک تکه چوب استفاده کرد.
the jackknife can be folded for easy storage.
چاقوی جیبی را میتوان برای نگهداری آسان تا کرد.
she demonstrated how to safely use a jackknife.
او نحوه استفاده ایمن از یک چاقوی جیبی را نشان داد.
he prefers a jackknife over a fixed blade knife.
او ترجیح میدهد یک چاقوی جیبی را به یک چاقوی با تیغه ثابت ترجیح دهد.
she bought a new jackknife with multiple tools.
او یک چاقوی جیبی جدید با ابزارهای متعدد خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید