jackknife

[ایالات متحده]/ˈdʒæknaɪf/
[بریتانیا]/ˈdʒæknaɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقوی تاشو؛ نوعی غواصی
vi. خم شدن
vt. با چاقوی تاشو بریدن
v. تا کردن
Word Forms
زمان گذشتهjackknifed
شکل سوم شخص مفردjack-knifes
صفت یا فعل حال استمراریjack-knifing
قسمت سوم فعلjack-knifed

عبارات و ترکیب‌ها

jackknife technique

تکنیک چاقوی جیبی

jackknife method

روش چاقوی جیبی

jackknife fold

تا زدن چاقوی جیبی

jackknife cut

برش چاقوی جیبی

jackknife error

خطای چاقوی جیبی

jackknife estimator

تخمین‌گر چاقوی جیبی

jackknife sample

نمونه‌گیری چاقوی جیبی

jackknife analysis

تجزیه و تحلیل چاقوی جیبی

jackknife variance

واریانس چاقوی جیبی

jackknife statistic

آمار چاقوی جیبی

جملات نمونه

he opened his jackknife to cut the rope.

او چاقوی جیبی‌اش را باز کرد تا طناب را برش کند.

she always carries a jackknife when camping.

او همیشه هنگام کمپینگ یک چاقوی جیبی همراه دارد.

the jackknife is a versatile tool for outdoor activities.

چاقوی جیبی یک ابزار چند منظوره برای فعالیت‌های فضای باز است.

be careful not to cut yourself with that jackknife.

مراقب باشید با آن چاقوی جیبی به خودتان آسیب نرسانید.

he used his jackknife to whittle a piece of wood.

او از چاقوی جیبی خود برای تراشیدن یک تکه چوب استفاده کرد.

the jackknife can be folded for easy storage.

چاقوی جیبی را می‌توان برای نگهداری آسان تا کرد.

she demonstrated how to safely use a jackknife.

او نحوه استفاده ایمن از یک چاقوی جیبی را نشان داد.

he prefers a jackknife over a fixed blade knife.

او ترجیح می‌دهد یک چاقوی جیبی را به یک چاقوی با تیغه ثابت ترجیح دهد.

she bought a new jackknife with multiple tools.

او یک چاقوی جیبی جدید با ابزارهای متعدد خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید