jaggednesses

[ایالات متحده]/ˈdʒæɡɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈdʒæɡɪdnəs/

ترجمه

n. کیفیت تیز و ناصاف بودن یا داشتن سطحی ناهموار

عبارات و ترکیب‌ها

jaggedness of edges

ناهمواری لبه‌ها

jaggedness of mountains

ناهمواری کوه‌ها

jaggedness in design

ناهمواری در طراحی

jaggedness of rocks

ناهمواری سنگ‌ها

jaggedness of lines

ناهمواری خطوط

jaggedness of terrain

ناهمواری زمین

jaggedness in texture

ناهمواری در بافت

jaggedness of sound

ناهمواری صدا

jaggedness in art

ناهمواری در هنر

jaggedness of glass

ناهمواری شیشه

جملات نمونه

the jaggedness of the mountain range made the hike more challenging.

ناهمواری رشته کوه باعث چالش بیشتر در پیاده‌روی شد.

we admired the jaggedness of the coastline as we sailed by.

ما به تحسین از ناهمواری خط ساحلی در حالی که از کنار آن عبور می‌کردیم، نگاه کردیم.

the artist emphasized the jaggedness in her sculpture to convey emotion.

هنرمند برای انتقال احساسات، ناهمواری را در مجسمه‌اش برجسته کرد.

the jaggedness of the broken glass was dangerous.

ناهمواری شیشه شکسته خطرناک بود.

he noted the jaggedness of the terrain while planning the route.

او در حالی که مسیر را برنامه‌ریزی می‌کرد، ناهمواری زمین را متوجه شد.

her voice had a jaggedness that spoke of her struggles.

صدای او ناهمواری داشت که از تلاش‌هایش می‌گفت.

the jaggedness of the rock formations was stunning to see.

ناهمواری سازه‌های سنگی دیدن آن بسیار چشمگیر بود.

he tried to smooth out the jaggedness of his speech.

او سعی کرد ناهمواری گفتارش را از بین ببرد.

the jaggedness of the knife made it effective for cutting.

ناهمواری چاقو آن را برای برش موثر کرد.

the jaggedness of the puzzle pieces made it difficult to fit them together.

ناهمواری قطعات پازل باعث شد کنار هم قرار دادن آنها دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید