| جمع | jailbirds |
The jailbird cast about him for a way of escape.
بازمانده از زندان به دنبال راهی برای فرار بود.
Jailbird this, study Olympic sport and thought the political agree with educationally is discover its thought a political education the foundation of the value well.
اینجا یک زندانی، مطالعه ورزش المپیک و فکر کرد که موافقت سیاسی با آموزش، کشف فکر خود، آموزش سیاسی، اساس ارزش خوب است.
The jailbird had a long criminal record.
بازمانده از زندان سابقه کیفری طولانی داشت.
The jailbird was released on parole after serving half of his sentence.
بازمانده از زندان پس از تحمل نیمی از محکومیت خود با قرار وثیقه آزاد شد.
The jailbird's accomplice was also arrested.
همدست بازمانده از زندان نیز دستگیر شد.
The jailbird's family visited him in prison.
خانواده بازمانده از زندان از او در زندان ملاقات کردند.
The jailbird was caught trying to escape.
بازمانده از زندان هنگام تلاش برای فرار دستگیر شد.
The jailbird's cellmate was transferred to another prison.
همبند بازمانده از زندان به زندان دیگری منتقل شد.
The jailbird's behavior in prison improved over time.
رفتار بازمانده از زندان در طول زمان در زندان بهبود یافت.
The jailbird regretted his criminal actions.
بازمانده از زندان اقدامات جنایی خود را پشیمان بود.
The jailbird was released after serving his full sentence.
بازمانده از زندان پس از تحمل کامل محکومیت خود آزاد شد.
The jailbird's case attracted media attention.
پرونده بازمانده از زندان توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.
The jailbird cast about him for a way of escape.
بازمانده از زندان به دنبال راهی برای فرار بود.
Jailbird this, study Olympic sport and thought the political agree with educationally is discover its thought a political education the foundation of the value well.
اینجا یک زندانی، مطالعه ورزش المپیک و فکر کرد که موافقت سیاسی با آموزش، کشف فکر خود، آموزش سیاسی، اساس ارزش خوب است.
The jailbird had a long criminal record.
بازمانده از زندان سابقه کیفری طولانی داشت.
The jailbird was released on parole after serving half of his sentence.
بازمانده از زندان پس از تحمل نیمی از محکومیت خود با قرار وثیقه آزاد شد.
The jailbird's accomplice was also arrested.
همدست بازمانده از زندان نیز دستگیر شد.
The jailbird's family visited him in prison.
خانواده بازمانده از زندان از او در زندان ملاقات کردند.
The jailbird was caught trying to escape.
بازمانده از زندان هنگام تلاش برای فرار دستگیر شد.
The jailbird's cellmate was transferred to another prison.
همبند بازمانده از زندان به زندان دیگری منتقل شد.
The jailbird's behavior in prison improved over time.
رفتار بازمانده از زندان در طول زمان در زندان بهبود یافت.
The jailbird regretted his criminal actions.
بازمانده از زندان اقدامات جنایی خود را پشیمان بود.
The jailbird was released after serving his full sentence.
بازمانده از زندان پس از تحمل کامل محکومیت خود آزاد شد.
The jailbird's case attracted media attention.
پرونده بازمانده از زندان توجه رسانه ها را به خود جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید