jammier

[ایالات متحده]/ˈdʒæmiə/
[بریتانیا]/ˈdʒæmiər/

ترجمه

adj. دارای قوام بیشتر شیره یا شبیه شیره

عبارات و ترکیب‌ها

jammier toast

نان تست جامی

jammier fruit

میوه جامی

jammier cake

کیک جامی

jammier filling

مواد پرکننده جامی

jammier texture

بافت جامی

jammier dessert

دسر جامی

jammier spread

كره جامی

jammier recipe

دستور العمل جامی

jammier sauce

سس جامی

jammier blend

مخلوط جامی

جملات نمونه

the cake was even jammier than i expected.

کیک حتی از آنچه انتظار داشتم، آب‌دارتر بود.

she prefers her toast with a jammier spread.

او ترجیح می‌دهد نان تستش را با یک ماده پخش آب‌دارتر بخورد.

the jammier the filling, the better the pastry.

هرچه مواد داخل آن آب‌دارتر باشد، شیرینی بهتری است.

he always chooses the jammier flavors at the ice cream shop.

او همیشه طعم‌های آب‌دارتر را در مغازه بستنی انتخاب می‌کند.

my grandmother's recipe makes the jammier preserves.

دستور پدربزرگم مرباهای آب‌دارتری درست می‌کند.

she loves a jammier texture in her smoothies.

او بافت آب‌دارتر را در اسموتی‌هایش دوست دارد.

for breakfast, i prefer jammier options like fruit compote.

برای صبحانه، من گزینه‌های آب‌دارتری مانند کمپوت میوه را ترجیح می‌دهم.

the jammier the dessert, the more i enjoy it.

هرچه دسر آب‌دارتر باشد، بیشتر از آن لذت می‌برم.

they served a jammier version of the traditional dish.

آنها یک نسخه آب‌دارتر از غذای سنتی سرو کردند.

her favorite snack is a jammier peanut butter on crackers.

میان‌وعده مورد علاقه او کره بادام زمینی آب‌دارتر روی بیسکویت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید