jammier toast
نان تست جامی
jammier fruit
میوه جامی
jammier cake
کیک جامی
jammier filling
مواد پرکننده جامی
jammier texture
بافت جامی
jammier dessert
دسر جامی
jammier spread
كره جامی
jammier recipe
دستور العمل جامی
jammier sauce
سس جامی
jammier blend
مخلوط جامی
the cake was even jammier than i expected.
کیک حتی از آنچه انتظار داشتم، آبدارتر بود.
she prefers her toast with a jammier spread.
او ترجیح میدهد نان تستش را با یک ماده پخش آبدارتر بخورد.
the jammier the filling, the better the pastry.
هرچه مواد داخل آن آبدارتر باشد، شیرینی بهتری است.
he always chooses the jammier flavors at the ice cream shop.
او همیشه طعمهای آبدارتر را در مغازه بستنی انتخاب میکند.
my grandmother's recipe makes the jammier preserves.
دستور پدربزرگم مرباهای آبدارتری درست میکند.
she loves a jammier texture in her smoothies.
او بافت آبدارتر را در اسموتیهایش دوست دارد.
for breakfast, i prefer jammier options like fruit compote.
برای صبحانه، من گزینههای آبدارتری مانند کمپوت میوه را ترجیح میدهم.
the jammier the dessert, the more i enjoy it.
هرچه دسر آبدارتر باشد، بیشتر از آن لذت میبرم.
they served a jammier version of the traditional dish.
آنها یک نسخه آبدارتر از غذای سنتی سرو کردند.
her favorite snack is a jammier peanut butter on crackers.
میانوعده مورد علاقه او کره بادام زمینی آبدارتر روی بیسکویت است.
jammier toast
نان تست جامی
jammier fruit
میوه جامی
jammier cake
کیک جامی
jammier filling
مواد پرکننده جامی
jammier texture
بافت جامی
jammier dessert
دسر جامی
jammier spread
كره جامی
jammier recipe
دستور العمل جامی
jammier sauce
سس جامی
jammier blend
مخلوط جامی
the cake was even jammier than i expected.
کیک حتی از آنچه انتظار داشتم، آبدارتر بود.
she prefers her toast with a jammier spread.
او ترجیح میدهد نان تستش را با یک ماده پخش آبدارتر بخورد.
the jammier the filling, the better the pastry.
هرچه مواد داخل آن آبدارتر باشد، شیرینی بهتری است.
he always chooses the jammier flavors at the ice cream shop.
او همیشه طعمهای آبدارتر را در مغازه بستنی انتخاب میکند.
my grandmother's recipe makes the jammier preserves.
دستور پدربزرگم مرباهای آبدارتری درست میکند.
she loves a jammier texture in her smoothies.
او بافت آبدارتر را در اسموتیهایش دوست دارد.
for breakfast, i prefer jammier options like fruit compote.
برای صبحانه، من گزینههای آبدارتری مانند کمپوت میوه را ترجیح میدهم.
the jammier the dessert, the more i enjoy it.
هرچه دسر آبدارتر باشد، بیشتر از آن لذت میبرم.
they served a jammier version of the traditional dish.
آنها یک نسخه آبدارتر از غذای سنتی سرو کردند.
her favorite snack is a jammier peanut butter on crackers.
میانوعده مورد علاقه او کره بادام زمینی آبدارتر روی بیسکویت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید