clumsier

[ایالات متحده]/ˈklʌm.zi.ə/
[بریتانیا]/ˈklʌm.zi.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از دست و پا چلفتی; پیچیده یا دشوار برای درک; توهین‌آمیز یا آسیب‌رسان

عبارات و ترکیب‌ها

clumsier than

غلط‌وزن‌تر از

clumsier moves

حرکات نامرتب‌تر

clumsier attempts

تلاش‌های نامرتب‌تر

clumsier hands

دست‌های نامرتب‌تر

clumsier behavior

رفتار نامرتب‌تر

clumsier than ever

غلط‌وزن‌تر از همیشه

clumsier steps

گام‌های نامرتب‌تر

clumsier actions

اقدامات نامرتب‌تر

clumsier than before

غلط‌وزن‌تر از قبل

clumsier moments

لحظات نامرتب‌تر

جملات نمونه

she always feels clumsier when she's nervous.

او همیشه احساس می‌کند وقتی مضطرب است دست و پا چلفتی‌تر است.

after the injury, he became clumsier than before.

پس از آسیب‌دیدگی، او از قبل دست و پا چلفتی‌تر شد.

he was clumsier than his brother at sports.

او در ورزش‌ها از برادرش دست و پا چلفتی‌تر بود.

my dog is getting older and clumsier.

سگ من پیر و دست و پا چلفتی‌تر می‌شود.

she felt clumsier trying to dance in high heels.

او در حالی که سعی می‌کرد با کفش‌های پاشنه بلند برقصد، احساس دست و پا چلفتی بیشتری کرد.

with practice, he became less clumsier at cooking.

با تمرین، او در آشپزی کمتر دست و پا چلفتی شد.

children often appear clumsier when learning to walk.

کودکان اغلب در هنگام یادگیری راه رفتن دست و پا چلفتی‌تر به نظر می‌رسند.

she thought her movements were clumsier than usual.

او فکر کرد حرکاتش از همیشه دست و پا چلفتی‌تر بودند.

he always felt clumsier during the first few lessons.

او همیشه در طول چند درس اول احساس دست و پا چلفتی بیشتری می‌کرد.

as he aged, his hands grew clumsier.

همانطور که پیر می‌شد، دست‌هایش دست و پا چلفتی‌تر می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید