japes

[ایالات متحده]/dʒeɪp/
[بریتانیا]/dʒeɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمسخر; شوخی
vi. شوخی کردن
vt. تمسخر کردن

جملات نمونه

the childish jape of depositing a stink bomb in her locker.

مرحمت کودکانه انداختن بمب بوی نامطبوع در قفسه او.

He enjoyed a good-natured jape with his friends.

او از یک شوخی دوستانه با دوستانش لذت برد.

The comedian's japes never failed to make the audience laugh.

شوخی‌های کمدین هرگز باعث نمی‌شد که تماشاچیان نخندند.

She couldn't help but jape about her friend's fashion sense.

او نمی‌توانست بدون اینکه درباره سلیقه لباس دوستش شوخی کند.

Their banter was full of witty japes and clever comebacks.

گفتگوهای آنها پر از شوخی‌های هوشمندانه و پاسخ‌های باهوش بود.

The jape was meant in good fun, not to hurt anyone's feelings.

این شوخی برای تفریح ​​بود، نه برای ناراحت کردن احساسات کسی.

He would often jape about his own clumsiness to lighten the mood.

او اغلب درباره دست و پا چلفتی خود شوخی می‌کرد تا فضا را تلطیف کند.

The jester's japes entertained the royal court for hours on end.

شوخی‌های حرّاز دربار سلطنتی را ساعت‌ها سرگرم می‌کرد.

The playful banter between siblings often included harmless japes.

گفتگوی بازیگوشانه بین خواهر و برادر اغلب شامل شوخی‌های بی‌ضرر بود.

Despite the serious topic, the speaker managed to insert a lighthearted jape.

با وجود موضوع جدی، سخنران توانست یک شوخی سبک و سرزنده وارد کند.

His japes were known for their clever wordplay and subtle humor.

شوخی‌های او به دلیل بازی با کلمات و طنز ظریف شناخته می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید