jested

[ایالات متحده]/dʒɛstɪd/
[بریتانیا]/dʒɛstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شوخی یا مزاح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

jested lightly

به آرامی شوخی کرد

jested about

در مورد شوخی کرد

jested with friends

با دوستان شوخی کرد

jested playfully

به طور بازیگانه شوخی کرد

jested back

در جواب شوخی کرد

jested on stage

روی صحنه شوخی کرد

jested frequently

اغراقاً شوخی کرد

jested at work

در محل کار شوخی کرد

jested during dinner

در حین شام شوخی کرد

jested in jest

به عنوان شوخی شوخی کرد

جملات نمونه

he jested about the weather to lighten the mood.

او در مورد هوا شوخی کرد تا فضا را تلطیف کند.

she jested that she would run for president one day.

او شوخی کرد که ممکن است یک روز برای ریاست جمهوری نامزد شود.

they jested among friends during the party.

آنها در طول مهمانی با دوستان خود شوخی کردند.

he jested about his cooking skills, claiming they were terrible.

او در مورد مهارت های آشپزی خود شوخی کرد و گفت که وحشتناک هستند.

she jested that her cat was the real boss of the house.

او شوخی کرد که گربه اش رئیس واقعی خانه است.

during the meeting, he jested to ease the tension.

در طول جلسه، او برای کاهش تنش شوخی کرد.

they jested about their childhood memories.

آنها در مورد خاطرات دوران کودکی خود شوخی کردند.

she jested that she could finish the marathon in record time.

او شوخی کرد که می تواند ماراتن را در زمان رکورد به پایان برساند.

he jested with his coworkers to make the day more enjoyable.

او با همکاران خود شوخی کرد تا روز را سرگرم کننده تر کند.

they jested about their favorite movies during lunch.

آنها در هنگام ناهار در مورد فیلم های مورد علاقه خود شوخی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید