jested lightly
به آرامی شوخی کرد
jested about
در مورد شوخی کرد
jested with friends
با دوستان شوخی کرد
jested playfully
به طور بازیگانه شوخی کرد
jested back
در جواب شوخی کرد
jested on stage
روی صحنه شوخی کرد
jested frequently
اغراقاً شوخی کرد
jested at work
در محل کار شوخی کرد
jested during dinner
در حین شام شوخی کرد
jested in jest
به عنوان شوخی شوخی کرد
he jested about the weather to lighten the mood.
او در مورد هوا شوخی کرد تا فضا را تلطیف کند.
she jested that she would run for president one day.
او شوخی کرد که ممکن است یک روز برای ریاست جمهوری نامزد شود.
they jested among friends during the party.
آنها در طول مهمانی با دوستان خود شوخی کردند.
he jested about his cooking skills, claiming they were terrible.
او در مورد مهارت های آشپزی خود شوخی کرد و گفت که وحشتناک هستند.
she jested that her cat was the real boss of the house.
او شوخی کرد که گربه اش رئیس واقعی خانه است.
during the meeting, he jested to ease the tension.
در طول جلسه، او برای کاهش تنش شوخی کرد.
they jested about their childhood memories.
آنها در مورد خاطرات دوران کودکی خود شوخی کردند.
she jested that she could finish the marathon in record time.
او شوخی کرد که می تواند ماراتن را در زمان رکورد به پایان برساند.
he jested with his coworkers to make the day more enjoyable.
او با همکاران خود شوخی کرد تا روز را سرگرم کننده تر کند.
they jested about their favorite movies during lunch.
آنها در هنگام ناهار در مورد فیلم های مورد علاقه خود شوخی کردند.
jested lightly
به آرامی شوخی کرد
jested about
در مورد شوخی کرد
jested with friends
با دوستان شوخی کرد
jested playfully
به طور بازیگانه شوخی کرد
jested back
در جواب شوخی کرد
jested on stage
روی صحنه شوخی کرد
jested frequently
اغراقاً شوخی کرد
jested at work
در محل کار شوخی کرد
jested during dinner
در حین شام شوخی کرد
jested in jest
به عنوان شوخی شوخی کرد
he jested about the weather to lighten the mood.
او در مورد هوا شوخی کرد تا فضا را تلطیف کند.
she jested that she would run for president one day.
او شوخی کرد که ممکن است یک روز برای ریاست جمهوری نامزد شود.
they jested among friends during the party.
آنها در طول مهمانی با دوستان خود شوخی کردند.
he jested about his cooking skills, claiming they were terrible.
او در مورد مهارت های آشپزی خود شوخی کرد و گفت که وحشتناک هستند.
she jested that her cat was the real boss of the house.
او شوخی کرد که گربه اش رئیس واقعی خانه است.
during the meeting, he jested to ease the tension.
در طول جلسه، او برای کاهش تنش شوخی کرد.
they jested about their childhood memories.
آنها در مورد خاطرات دوران کودکی خود شوخی کردند.
she jested that she could finish the marathon in record time.
او شوخی کرد که می تواند ماراتن را در زمان رکورد به پایان برساند.
he jested with his coworkers to make the day more enjoyable.
او با همکاران خود شوخی کرد تا روز را سرگرم کننده تر کند.
they jested about their favorite movies during lunch.
آنها در هنگام ناهار در مورد فیلم های مورد علاقه خود شوخی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید