just kidding
فقط شوخی
kidding around
سرگرم بودن
kid you not
جدی میگم
kidded myself
خودم را دست کم گرفتم
kidded you
تو را دست انداختم
kidding me
با من شوخی میکنی؟
kidding us
با ما شوخی میکنی؟
kidded him
او را دست انداختم
kidded her
او را دست انداختم
kidded them
آنها را دست انداختم
he kidded me about my new haircut.
او درباره مدل موی جدیدم شوخی کرد.
i thought he was serious, but he was just kidded.
فکر کردم او جدی است، اما او فقط شوخی میکرد.
she kidded around during the meeting to lighten the mood.
او در طول جلسه برای تلطیف فضا شوخی میکرد.
he kidded that he could run a marathon without training.
او شوخی کرد که میتواند بدون تمرین ماراتن بدود.
don't take him seriously; he was just kidded.
جدی نگیریدش؛ او فقط شوخی میکرد.
they kidded about their favorite sports teams.
آنها درباره تیمهای ورزشی مورد علاقه خود شوخی کردند.
she kidded that she was the best cook in the family.
او شوخی کرد که بهترین آشپز خانواده است.
he always kidded his friends about their fashion choices.
او همیشه با دوستانش درباره انتخابهای مدشان شوخی میکرد.
i kidded him that he would forget my birthday.
من شوخی کردم که او تولد من را فراموش خواهد کرد.
we kidded each other to keep the spirits high.
ما با یکدیگر شوخی میکردیم تا روحیه را بالا نگه داریم.
just kidding
فقط شوخی
kidding around
سرگرم بودن
kid you not
جدی میگم
kidded myself
خودم را دست کم گرفتم
kidded you
تو را دست انداختم
kidding me
با من شوخی میکنی؟
kidding us
با ما شوخی میکنی؟
kidded him
او را دست انداختم
kidded her
او را دست انداختم
kidded them
آنها را دست انداختم
he kidded me about my new haircut.
او درباره مدل موی جدیدم شوخی کرد.
i thought he was serious, but he was just kidded.
فکر کردم او جدی است، اما او فقط شوخی میکرد.
she kidded around during the meeting to lighten the mood.
او در طول جلسه برای تلطیف فضا شوخی میکرد.
he kidded that he could run a marathon without training.
او شوخی کرد که میتواند بدون تمرین ماراتن بدود.
don't take him seriously; he was just kidded.
جدی نگیریدش؛ او فقط شوخی میکرد.
they kidded about their favorite sports teams.
آنها درباره تیمهای ورزشی مورد علاقه خود شوخی کردند.
she kidded that she was the best cook in the family.
او شوخی کرد که بهترین آشپز خانواده است.
he always kidded his friends about their fashion choices.
او همیشه با دوستانش درباره انتخابهای مدشان شوخی میکرد.
i kidded him that he would forget my birthday.
من شوخی کردم که او تولد من را فراموش خواهد کرد.
we kidded each other to keep the spirits high.
ما با یکدیگر شوخی میکردیم تا روحیه را بالا نگه داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید