jilt

[ایالات متحده]/dʒɪlt/
[بریتانیا]/dʒɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ترک کردن یک عاشق یا دوست، رها کردن یا دور انداختن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردjilts
صفت یا فعل حال استمراریjilting
قسمت سوم فعلjilted
زمان گذشتهjilted
جمعjilts

عبارات و ترکیب‌ها

get jilted

طرد شدن

jilted lover

معشوق طرد شده

feel jilted

احساس طرد شدن

jilt someone's affections

رد کردن علاقه کسی

جملات نمونه

When he lost his money she jilted him.

وقتی او پولش را از دست داد، او رها کرد.

she died of a broken heart after being jilted by her lover.

او پس از اینکه توسط معشوقش رها شد، از غم و اندوه جان باخت.

He jilted his girlfriend at the last minute.

او در آخرین لحظه دوست دخترش را رها کرد.

She felt jilted when he didn't show up for their date.

او احساس کرد که رها شده است وقتی که او برای قرار ملاقاتشان نیامد.

Being jilted by her best friend hurt her deeply.

رها شدن توسط بهترین دوستش، او را عمیقاً آزرده خاطر کرد.

The bride was jilted at the altar by her groom.

عروس در محراب توسط دامادش رها شد.

He jilted his responsibilities and left the project unfinished.

او مسئولیت‌های خود را رها کرد و پروژه را ناتمام گذاشت.

Feeling jilted, she decided to move on and focus on herself.

احساس رها شدن، او تصمیم گرفت به جلو برود و روی خودش تمرکز کند.

The actor was jilted for a more famous celebrity in the casting process.

بازیگر به دلیل شهرت بیشتر، در فرآیند انتخاب، رها شد.

She couldn't believe she was jilted by her long-time partner.

او باور نمی‌کرد که توسط شریک زندگی طولانی‌مدتش رها شده است.

He jilted his old habits and embraced a healthier lifestyle.

او عادت‌های قدیمی خود را رها کرد و یک سبک زندگی سالم‌تر را پذیرفت.

The employee felt jilted when he was passed over for a promotion.

کارمند احساس کرد که رها شده است وقتی از ارتقاء کنار گذاشته شد.

نمونه‌های واقعی

Being jilted at the alter? Yes, it is horrid, multiplied by about ten thousand million.

آیا طرد شدن در محراب؟ بله، وحشتناک است، ضربدر حدود ده هزار میلیون.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

A little while ago, I was jilted at the altar.

چند وقت پیش، من در محراب طرد شدم.

منبع: Downton Abbey Season 3

Ibis has a question about the word " jilted" (jilted).

ایبیس سؤالی در مورد کلمه " طرد" (طرد) دارد.

منبع: 2010 English Cafe

" Poor Kendra was jilted only two weeks before her wedding" .

"کندرا بیچاره فقط دو هفته قبل از عروسی‌اش طرد شد.".

منبع: 2010 English Cafe

581--You're free to go off and be jilted yourself.

581--شما آزاد هستید و خودتان طرد شوید.

منبع: Pride and Prejudice 2005

You're free to go off and be jilted yourself.

شما آزاد هستید و خودتان طرد شوید.

منبع: My channel

The actor Ben Affleck jilted the actress and singer Jennifer Lopez right before they were going to get married.

بازیگر بن افلک درست قبل از اینکه قرار بود با بازیگر و خواننده جنیفر لوپز ازدواج کنند، او را طرد کرد.

منبع: 2010 English Cafe

It is too ridiculous that such a girl as Thomasin could so mortify us as to get jilted on the wedding day.

بسیار مضحک است که دختری مانند توماسین بتواند ما را تا این حد شرمسنده کند که در روز عروسی طرد شود.

منبع: Returning Home

If you think you can jilt me, or in some way set me aside, I tell you now, you have given me the power to destroy you.

اگر فکر می‌کنید می‌توانید مرا طرد کنید یا به نحوی کنار بگذارید، به شما می‌گویم که اکنون به من قدرت نابودی شما را داده‌اید.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

Tears of indignation came to Lucy's eyes partly because Miss Lavish had jilted her, partly because she had taken her Baedeker.

اشک‌های خشم از چشمان لویسی جاری شد، تا حدی به این دلیل که خانم لاویج او را طرد کرده بود، تا حدی به این دلیل که کتاب راهنمای او را برداشته بود.

منبع: The Room with a View (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید