jinn

[ایالات متحده]/dʒɪn/
[بریتانیا]/dʒɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجود فراطبیعی در اساطیر عربی؛ شکل جمع جینی

عبارات و ترکیب‌ها

jinn master

استاد جن

jinn bottle

بطری جن

jinn wish

خواست جن

jinn story

داستان جن

jinn lamp

چراغ جن

jinn power

قدرت جن

jinn realm

جهان جن

jinn magic

جادوی جن

jinn encounter

برخورد با جن

jinn legend

افسانه جن

جملات نمونه

he believes that a jinn can grant wishes.

او معتقد است که جن می‌تواند آرزوها را برآورده کند.

many cultures have stories about jinn.

فرهنگ‌های بسیاری داستان‌هایی درباره جن دارند.

she felt a presence of a jinn in the old house.

او حضور یک جن را در خانه قدیمی احساس کرد.

some people fear jinn as malevolent spirits.

برخی افراد از جن به عنوان ارواح شرور می‌ترسند.

in folklore, jinn can shape-shift into various forms.

در فولکلور، جن می‌تواند به اشکال مختلف تبدیل شود.

he wrote a book about the history of jinn.

او کتابی در مورد تاریخچه جن نوشت.

they say that jinn are made of smokeless fire.

می‌گویند جن‌ها از آتش غیردوده‌اند.

jinn are often depicted in middle eastern literature.

جن‌ها اغلب در ادبیات خاورمیانه به تصویر کشیده می‌شوند.

he claimed to have encountered a jinn during his travels.

او ادعا کرد که در طول سفر خود با جنی برخورد کرده است.

in some traditions, jinn can possess humans.

در برخی از سنت‌ها، جن می‌تواند انسان‌ها را تسخیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید