jock

[ایالات متحده]/dʒɒk/
[بریتانیا]/dʒɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرباز از هایلندهای اسکاتلند؛ ;(کالج) ورزشکار.

عبارات و ترکیب‌ها

jock itch

خارش کشاله ران

جملات نمونه

He's a typical jock who excels in sports.

او یک ورزشکار معمولی است که در ورزشها سرآمد است.

She's dating a jock from the football team.

او با یک ورزشکار از تیم فوتبال قرار دارد.

The jock was known for his competitive spirit on the field.

آن ورزشکار به خاطر روحیه رقابتی خود در زمین شناخته شده بود.

The jock trained hard to improve his performance.

آن ورزشکار سخت تمرین کرد تا عملکرد خود را بهبود بخشد.

She prefers dating a jock over a bookworm.

او ترجیح می دهد با یک ورزشکار قرار داشته باشد تا یک کتابخوان.

The jock suffered a minor injury during the game.

آن ورزشکار در طول بازی دچار آسیب جزئی شد.

The jock's dedication to his team is admirable.

تعهد آن ورزشکار به تیمش قابل تحسین است.

Many jocks spend hours in the gym every day.

بسیاری از ورزشکاران هر روز ساعت ها در باشگاه بدنسازی وقت می گذرانند.

The jock's passion for sports is contagious.

اشتیاق آن ورزشکار به ورزشها مسری است.

The jock's competitive nature drives him to succeed.

طبع رقابتی آن ورزشکار او را به موفقیت سوق می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید