jocundities

[ایالات متحده]/dʒɒkˈʌndɪti/
[بریتانیا]/dʒoʊˈkʌndɪti/

ترجمه

n. حالت شاد و زنده بودن؛ شادی یا خوشحالی

عبارات و ترکیب‌ها

pure jocundity

خوشحالی محض

jocundity of youth

خوشحالی جوانی

jocundity abounds

خوشحالی فراوان است

jocundity expressed

خوشحالی بیان شده

jocundity in nature

خوشحالی در طبیعت

jocundity prevails

خوشحالی حاکم است

jocundity revealed

خوشحالی آشکار شد

jocundity of life

خوشحالی زندگی

jocundity and mirth

خوشحالی و خوشمزگی

jocundity flows

خوشحالی جریان دارد

جملات نمونه

her jocundity was infectious, brightening the entire room.

شادی و سرزندگی او مسری بود و کل اتاق را روشن کرد.

the children’s jocundity filled the park with laughter.

شادی کودکان پارک را با خنده پر کرد.

we celebrated the holiday with jocundity and joy.

ما تعطیلات را با شادی و خوشحالی جشن گرفتیم.

his jocundity made him the life of the party.

شادی او او را به روح مهمانی تبدیل کرد.

jocundity is a key ingredient in a happy marriage.

شادی یک جزء کلیدی در یک ازدواج خوشحال است.

they shared stories that brought jocundity to the gathering.

آنها داستان‌هایی را به اشتراک گذاشتند که شادی را به گردهمایی آوردند.

her jocundity shone through even in difficult times.

حتی در زمان‌های سخت، شادی او از میان می‌درخشید.

the jocundity of the festival attracted many visitors.

شادی جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

finding jocundity in small moments can enhance your life.

پیدا کردن شادی در لحظات کوچک می‌تواند زندگی شما را بهبود بخشد.

her jocundity was a welcome change in the office.

شادی او یک تغییر دلپذیر در دفتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید