jouster

[ایالات متحده]/ˈdʒaʊstə(r)/
[بریتانیا]/ˈdʒaʊstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در یک مسابقه یا رقابت جousting شرکت می کند
شکل‌های واژه
جمعjousters

عبارات و ترکیب‌ها

the jouster

Persian_translation

skilled jouster

Persian_translation

جملات نمونه

the skilled jouster lowered his lance and charged across the tournament field.

جیکوستار ماهر سرشان را پایین آورد و از روی میدان مسابقه عبور کرد.

a young jouster nervously awaited his turn to compete in the medieval competition.

یک جیکوستار جوان با نگرانی زمان خود را برای شرکت در مسابقه میانه را منتظر می‌ماند.

the champion jouster undefeated for three years finally met his match.

جیکوستار قهرمانی که سه سال متوالی بی‌شکست مانده بود در نهایت با فردی مساوی خود مواجه شد.

experienced jousters gathered from across the kingdom for the royal tournament.

جیکوستاران تجربه‌دار از سراسر سلطنت برای مسابقه ملکه جمع شدند.

the jouster's lance shattered upon impact with his opponent's shield.

سیخ جیکوستار در زمان برخورد با دریچه حریفش شکست.

after hours of competition, the weary jouster finally claimed victory.

پس از ساعات مسابقه، جیکوستار خسته در نهایت پیروزی را ادعا کرد.

the crowd cheered as the daring jouster performed an impossible maneuver.

جمعیت با خوشحالی به جیکوستار شجاع که یک حرکت غیرممکن انجام داد تشویق کرد.

a mysterious stranger arrived claiming to be the greatest jouster in all the land.

یک شخص مجهول وارد شد و ادعا کرد که بزرگترین جیکوستار در تمام زمین است.

the injured jouster refused to withdraw despite bleeding from multiple wounds.

جیکوستار زخمی با وجود خونریزی از چند زخم، از عقب‌نشینی پشیمان شد.

royal guards surrounded the jouster as he prepared for his final bout.

گارد سلطنتی جیکوستار را در حین آماده شدن برای مبارزه نهایی محیط‌بندی کردند.

the humble jouster surprised everyone by defeating the arrogant favorite.

جیکوستار خشک‌خو با شکست دادن محبوب خودکشی که از خودش بیشتر می‌گوید، همه را شگفت‌زده کرد.

training daily for years, the dedicated jouster perfected his technique.

جیکوستار وفادار که به طور روزانه برای سال‌ها تمرین می‌کرد، فن خود را کامل کرد.

the exhausted jouster stumbled but managed to remain seated on his horse.

جیکوستار خسته لرزش کرد اما موفق شد روی اسبش باقی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید