jujutsu

[ایالات متحده]/dʒuːˈdʒʌtsuː/
[بریتانیا]/dʒuːˈdʒʌtsu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر رزمی ژاپنی که بر تکنیک‌های قاپیدن و پرتاب تمرکز دارد؛ همانند جوجیتسو
Word Forms
جمعjujutsus

عبارات و ترکیب‌ها

jujutsu training

آموزش جوجیتسو

jujutsu techniques

تکنیک‌های جوجیتسو

jujutsu practice

تمرین جوجیتسو

jujutsu tournament

تورنمنت جوجیتسو

jujutsu master

استاد جوجیتسو

jujutsu moves

حرکات جوجیتسو

jujutsu belt

کمربند جوجیتسو

jujutsu class

کلاس جوجیتسو

jujutsu style

سبک جوجیتسو

jujutsu sparring

تمرین با حریف در جوجیتسو

جملات نمونه

he practices jujutsu every saturday.

او هر شنبه به تمرین جوجیتسو می‌پردازد.

jujutsu is a form of martial art.

جوجیتسو یک نوع هنر رزمی است.

she learned jujutsu to improve her self-defense skills.

او جوجیتسو را برای بهبود مهارت‌های دفاع شخصی خود یاد گرفت.

jujutsu techniques can be very effective in combat.

تکنیک‌های جوجیتسو می‌توانند در نبرد بسیار مؤثر باشند.

many athletes train in jujutsu for better physical fitness.

بسیاری از ورزشکاران برای تناسب اندام بهتر در جوجیتسو تمرین می‌کنند.

he earned a black belt in jujutsu last year.

او سال گذشته کمربند سیاه در جوجیتسو دریافت کرد.

jujutsu focuses on using an opponent's energy against them.

جوجیتسو بر استفاده از انرژی حریف علیه آنها تمرکز دارد.

she enjoys watching jujutsu competitions on tv.

او از تماشای مسابقات جوجیتسو در تلویزیون لذت می‌برد.

jujutsu training requires discipline and dedication.

تمرینات جوجیتسو نیاز به نظم و تعهد دارد.

he teaches jujutsu classes at the local gym.

او کلاس‌های جوجیتسو را در باشگاه محلی آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید