| جمع | jumpinesses |
jumpiness level
سطح اضطراب
jumpiness response
واکنش اضطراب
jumpiness issues
مشکلات اضطراب
jumpiness symptoms
علائم اضطراب
jumpiness triggers
عوامل تحریک کننده اضطراب
jumpiness effects
اثرات اضطراب
jumpiness management
مدیریت اضطراب
jumpiness relief
تسکین اضطراب
jumpiness control
کنترل اضطراب
jumpiness evaluation
ارزیابی اضطراب
her jumpiness made it difficult for her to focus on the task at hand.
اضطراب او باعث میشد روی کاری که در دست داشت تمرکز نکند.
the sudden noise increased his jumpiness during the presentation.
صدای ناگهانی باعث افزایش اضطراب او در طول ارائه شد.
after the horror movie, his jumpiness was hard to ignore.
بعد از فیلم ترسناک، اضطراب او سخت قابل چشم پوشی بود.
her jumpiness around strangers made social situations challenging.
اضطراب او در برابر غریبهها باعث میشد موقعیتهای اجتماعی چالشبرانگیز باشند.
he tried to mask his jumpiness with humor during the meeting.
او سعی کرد با استفاده از شوخ طبعی، اضطراب خود را در طول جلسه پنهان کند.
the dog’s jumpiness indicated it was scared of the thunder.
اضطراب سگ نشان میداد که از رعد و برق میترسد.
her jumpiness was a clear sign of her anxiety about the exam.
اضطراب او نشانهای آشکار از نگرانی او در مورد امتحان بود.
he noticed his jumpiness was affecting his performance at work.
او متوجه شد که اضطرابش بر عملکرد او در محل کار تأثیر میگذارد.
to combat her jumpiness, she practiced deep breathing exercises.
برای مقابله با اضطراب خود، او تمرینات تنفس عمیق انجام داد.
the jumpiness of the horse suggested it was not well-trained.
اضطراب اسب نشان میداد که آموزش ندیده است.
jumpiness level
سطح اضطراب
jumpiness response
واکنش اضطراب
jumpiness issues
مشکلات اضطراب
jumpiness symptoms
علائم اضطراب
jumpiness triggers
عوامل تحریک کننده اضطراب
jumpiness effects
اثرات اضطراب
jumpiness management
مدیریت اضطراب
jumpiness relief
تسکین اضطراب
jumpiness control
کنترل اضطراب
jumpiness evaluation
ارزیابی اضطراب
her jumpiness made it difficult for her to focus on the task at hand.
اضطراب او باعث میشد روی کاری که در دست داشت تمرکز نکند.
the sudden noise increased his jumpiness during the presentation.
صدای ناگهانی باعث افزایش اضطراب او در طول ارائه شد.
after the horror movie, his jumpiness was hard to ignore.
بعد از فیلم ترسناک، اضطراب او سخت قابل چشم پوشی بود.
her jumpiness around strangers made social situations challenging.
اضطراب او در برابر غریبهها باعث میشد موقعیتهای اجتماعی چالشبرانگیز باشند.
he tried to mask his jumpiness with humor during the meeting.
او سعی کرد با استفاده از شوخ طبعی، اضطراب خود را در طول جلسه پنهان کند.
the dog’s jumpiness indicated it was scared of the thunder.
اضطراب سگ نشان میداد که از رعد و برق میترسد.
her jumpiness was a clear sign of her anxiety about the exam.
اضطراب او نشانهای آشکار از نگرانی او در مورد امتحان بود.
he noticed his jumpiness was affecting his performance at work.
او متوجه شد که اضطرابش بر عملکرد او در محل کار تأثیر میگذارد.
to combat her jumpiness, she practiced deep breathing exercises.
برای مقابله با اضطراب خود، او تمرینات تنفس عمیق انجام داد.
the jumpiness of the horse suggested it was not well-trained.
اضطراب اسب نشان میداد که آموزش ندیده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید