kaleidoscope

[ایالات متحده]/kə'laɪdəskəʊp/
[بریتانیا]/kə'laɪdəskop/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلایدوسکوپ؛ الگوها یا صحنه‌های در حال تغییر مداوم.
Word Forms
جمعkaleidoscopes
زمان گذشتهkaleidoscoped

جملات نمونه

a kaleidoscope of illusions.

تابلوایه‌ای از توهمات

the kaleidoscope of life

تابلوای زندگی

This city is a kaleidoscope of colours, smells, and sounds.

این شهر ترکیبی از رنگ‌ها، بوها و صداهاست.

the dancers moved in a kaleidoscope of colour.

رقصندگان در یک تابلوای رنگ حرکت کردند.

a kaleidoscope of images whirled through her brain.

تابلوایه‌ای از تصاویر در مغز او چرخید.

Two:A kaleidoscope of a coiffeur,for the barking-mad pet crusader.

دو:تابلویی رنگارنگ از یک آرایشگر، برای منجی حیوانات دیوانه.

the dances are kinetic kaleidoscopes where steps whorl into wildness.

رقص‌ها تابلوایه‌های جنبشی هستند که در آن‌ها حرکات به وحشی‌گری تبدیل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید