karter

[ایالات متحده]/ˈkɑːtə/
[بریتانیا]/ˈkɑrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودروی کوچک تک‌نفره؛ خودروی مسابقه‌ای مینی
Word Forms
جمعkarters

عبارات و ترکیب‌ها

karter party

جشن کارتینگ

karter race

مسابقه کارتینگ

karter driver

راننده کارتینگ

karter track

پیست کارتینگ

karter team

تیم کارتینگ

karter championship

قهرمانی کارتینگ

karter event

رویداد کارتینگ

karter gear

دنده کارتینگ

karter club

باشگاه کارتینگ

karter competition

مسابقه کارتینگ

جملات نمونه

karter is known for his artistic skills.

کارتر به خاطر مهارت‌های هنری‌اش شناخته می‌شود.

i met karter at the art gallery yesterday.

من دیروز کارتر را در گالری هنری ملاقات کردم.

karter enjoys playing the guitar in his free time.

کارتر از نواختن گیتار در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

many people admire karter for his dedication.

بسیاری از مردم کارتر را به خاطر تعهدش تحسین می‌کنند.

karter plans to travel to europe next summer.

کارتر قصد دارد تابستان آینده به اروپا سفر کند.

have you seen karter's latest painting?

آیا نقاشی جدید کارتر را دیده‌اید؟

karter loves to explore new cultures.

کارتر عاشق کشف فرهنگ‌های جدید است.

karter often volunteers at the community center.

کارتر اغلب به مرکز جامعه داوطلب کمک می‌کند.

karter's friends describe him as very creative.

دوستان کارتر او را بسیار خلاق توصیف می‌کنند.

karter is taking a photography class this semester.

کارتر در این ترم در حال گذراندن یک کلاس عکاسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید