karting

[ایالات متحده]/kɑːt/
[بریتانیا]/kɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتومبیل مسابقه‌ای کوچک، وسیله نقلیه کوچک با چرخ‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

go-kart

کارتینگ

kart racing

مسابقات کارتینگ

جملات نمونه

He loves to race go-karts on the weekends.

او عاشق مسابقه دادن با کارت‌های کوچک در آخر هفته‌ها است.

She bought a new kart for her son's birthday.

او یک کارت جدید برای تولد پسرش خرید.

The karting track is located just outside the city.

بانده کارتینگ درست خارج از شهر واقع شده است.

They are planning a karting competition next month.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای یک مسابقه کارتینگ ماه آینده هستند.

The kart skidded off the track during the race.

در طول مسابقه، کارت از مسیر خارج شد.

He customized his kart with a new paint job.

او کارت خود را با رنگ‌آمیزی جدید سفارشی کرد.

The karting championship attracts racers from all over the country.

قهرمانی کارتینگ مسابقه‌ران را از سراسر کشور جذب می‌کند.

She enjoys the adrenaline rush of kart racing.

او از هیجان کارت رانندگی لذت می‌برد.

The karting club offers lessons for beginners.

باشگاه کارتینگ کلاس‌های آموزشی برای مبتدیان ارائه می‌دهد.

They are organizing a charity event at the karting track.

آنها در حال برگزاری یک رویداد خیریه در پیست کارتینگ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید