kasai

[ایالات متحده]/kæˈsaɪ/
[بریتانیا]/kæˈsaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رودخانه در مرکز و جنوب آفریقا؛ یک منطقه در قسمت جنوبی جمهوری دموکراتیک کنگو
Word Forms
جمعkasais

عبارات و ترکیب‌ها

kasai fire

آتش‌سوزی کسایی

kasai disaster

فاجعه کسایی

kasai safety

ایمنی کسایی

kasai response

پاسخ کسایی

kasai prevention

جلوگیری کسایی

kasai report

گزارش کسایی

kasai control

کنترل کسایی

kasai safety plan

طرح ایمنی کسایی

kasai alert

هشدار کسایی

kasai investigation

تحقیقات کسایی

جملات نمونه

kasai is known for its beautiful landscapes.

کاسای به خاطر مناظر زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit kasai every year.

هر سال بسیاری از گردشگران از کاسای بازدید می‌کنند.

kasai has a rich cultural heritage.

کاسای دارای میراث فرهنگی غنی است.

people in kasai are friendly and welcoming.

مردم کاسای دوستانه و خوشایند هستند.

kasai offers various outdoor activities.

کاسای فعالیت‌های فضای باز متنوعی ارائه می‌دهد.

there are many delicious foods to try in kasai.

غذاهای خوشمزه زیادی برای امتحان کردن در کاسای وجود دارد.

kasai is a great place for photography.

کاسای مکان فوق العاده ای برای عکاسی است.

festivals in kasai attract large crowds.

جشنواره‌های کاسای جمعیت زیادی را به خود جذب می‌کند.

kasai's history is fascinating and diverse.

تاریخ کاسای جذاب و متنوع است.

many artists find inspiration in kasai.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را در کاسای پیدا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید