kasha

[ایالات متحده]/ˈkæʃə/
[بریتانیا]/ˈkɑːʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی فرنی تهیه شده از گندم سیاه
Word Forms
جمعkashas

عبارات و ترکیب‌ها

kasha bowl

کاشا بول

kasha recipe

دستور کارشا

kasha dish

غذای کارشا

kasha grains

دانه های کارشا

kasha porridge

فرنی کارشا

kasha salad

سالاد کارشا

kasha soup

سوپ کارشا

kasha pancakes

پنکیک کارشا

kasha side

همراه کارشا

kasha snack

میان وعده کارشا

جملات نمونه

she loves to eat kasha for breakfast.

او عاشق خوردن کاشا برای صبحانه است.

kasha can be a great side dish for dinner.

کاشا می تواند یک غذای جانبی عالی برای شام باشد.

he prepared kasha with mushrooms and onions.

او کاشا را با قارچ و پیاز آماده کرد.

many people enjoy kasha as a healthy snack.

بسیاری از مردم از خوردن کاشا به عنوان یک میان وعده سالم لذت می برند.

in eastern europe, kasha is a traditional dish.

در اروپای شرقی، کاشا یک غذای سنتی است.

kasha can be served hot or cold.

کاشا را می توان گرم یا سرد سرو کرد.

she added vegetables to her kasha for extra flavor.

او برای طعم بیشتر سبزیجات به کاشای خود اضافه کرد.

kasha is rich in nutrients and gluten-free.

کاشا سرشار از مواد مغذی و فاقد گلوتن است.

he often uses kasha in his vegetarian recipes.

او اغلب از کاشا در دستور العمل های گیاهی خود استفاده می کند.

she learned to cook kasha from her grandmother.

او یاد گرفت که کاشا را از مادربزرگش بپزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید