kechuan

[ایالات متحده]/ˈke.tʃuː.ən/
[بریتانیا]/ˈke.tʃuː.ən/

ترجمه

adj. گونه‌ای از کچوآ؛ مربوط به یا ویژگی مردم یا زبان کچوآ
n. یک گونه از کچوآ؛ چیزی که از یا مربوط به زبان یا مردم کچوآ است
Word Forms
جمعkechuans

عبارات و ترکیب‌ها

kechuan widely

کچوان به طور گسترده

kechuan deeply

کچوان به طور عمیق

kechuaned completely

کچوان شده به طور کامل

kechuaning actively

کچوان کردن به طور فعال

kechuans frequently

کچوان ها به طور مکرر

kechuan clearly

کچوان به طور واضح

kechuaned swiftly

کچوان شده به طور سریع

kechuaning constantly

کچوان کردن به طور مداوم

kechuan thoroughly

کچوان به طور کامل

kechuaning eagerly

کچوان کردن به طور شوق آمیز

جملات نمونه

the passenger ship departs at dawn every morning.

شش‌نفره‌ای که در هر صبح به طور معمول در طلوع آفتاب رانده می‌شود.

we booked tickets for the passenger ship to the island.

ما بلیط‌هایی برای کشتی مسافری به جزیره رزرو کردیم.

the passenger ship was crowded with tourists during the holiday.

کشتی مسافری در طول تعطیلات با گردشگران پر شده بود.

they waited patiently at the dock for the passenger ship.

آن‌ها با صبر در پای پلکان برای کشتی مسافری منتظر می‌ماندند.

the luxury passenger ship offers first-class accommodations.

کشتی مسافری لوکس اقامتگاه‌های کلاس اول ارائه می‌دهد.

a massive passenger ship sailed slowly into the harbor.

یک کشتی مسافری بزرگ به آرامی به بندر وارد شد.

we traveled across the lake by passenger ship.

ما از طریق کشتی مسافری از روی دریا عبور کردیم.

the passenger ship voyage to the mainland takes approximately four hours.

سفر کشتی مسافری به قاره حدود چهار ساعت طول می‌کشد.

many excited passengers lined up to board the passenger ship.

بیشمار مسافران خوشحال در صف برای سوار شدن روی کشتی مسافری قرار گرفتند.

the modern passenger ship has several restaurants and a swimming pool.

کشتی مسافری مدرن چند رستوران و یک استخر سباحت دارد.

we saw a fishing boat passing by the anchored passenger ship.

ما یک کشتی ماهیگیر را در حال عبور از کشتی مسافری آویزان دیدیم.

the passenger ship terminal was extremely busy during the rush hour.

ترمینال کشتی مسافری در زمان اوج ترافیک بسیار مشغول بود.

passengers can purchase refreshments on the passenger ship.

مسافران می‌توانند در کشتی مسافری نوشیدنی‌ها را خریداری کنند.

bad weather delayed the departure of the passenger ship.

هوای بد راندن کشتی مسافری را به تاخیر انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید