keeling over
افتادن
keeling motion
حرکت خم شدن
with his out-thrust foot he sent the man keeling over.
با پای خود که به جلو زده بود، مرد را واژگون کرد.
keeling over
افتادن
keeling motion
حرکت خم شدن
with his out-thrust foot he sent the man keeling over.
با پای خود که به جلو زده بود، مرد را واژگون کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید