keeling

[ایالات متحده]/ki:l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه مالشی
v. تجهیز کردن به یک کیلی; واژگون کردن

عبارات و ترکیب‌ها

keeling over

افتادن

keeling motion

حرکت خم شدن

جملات نمونه

with his out-thrust foot he sent the man keeling over.

با پای خود که به جلو زده بود، مرد را واژگون کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید