keynoting

[ایالات متحده]/ˈkiːnəʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkiːnoʊtɪŋ/

ترجمه

v. عمل ارائه دادن موضوع اصلی یا موضوع یک بحث
n. موضوع اصلی یا موضوع یک بحث؛ شخصی که جو یک رویداد را تعیین می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

keynoting session

نشست سخن‌سرایی

keynoting speaker

سخن‌سرا

keynoting address

سخنرانی

keynoting event

رویداد سخن‌سرایی

keynoting panel

پنل سخن‌سرایی

keynoting conference

کنفرانس سخن‌سرایی

keynoting workshop

کارگاه سخن‌سرایی

keynoting topic

موضوع سخن‌سرایی

keynoting remarks

اظهارات سخن‌سرا

keynoting invitation

دعوت برای سخن‌سرایی

جملات نمونه

the speaker is keynoting at the annual conference.

سخنرانی کلیدی او در کنفرانس سالانه است.

she is keynoting the event to inspire young entrepreneurs.

او در حال سخنرانی کلیدی در این رویداد برای الهام بخشیدن به کارآفرینان جوان است.

keynoting at the summit, he shared his vision for the future.

در حال سخنرانی کلیدی در اجلاس، او چشم‌انداز خود را برای آینده به اشتراک گذاشت.

the author is keynoting a literary festival this weekend.

نویسنده این آخر هفته در حال سخنرانی کلیدی در یک جشنواره ادبی است.

she has been keynoting various workshops across the country.

او در حال سخنرانی کلیدی در کارگاه‌های مختلف در سراسر کشور بوده است.

the keynote address will focus on innovation and technology.

سخنرانی کلیدی بر نوآوری و فناوری تمرکز خواهد کرد.

keynoting is a great opportunity to share your expertise.

سخنرانی کلیدی فرصت خوبی برای به اشتراک گذاشتن تخصص شماست.

he is known for keynoting at international forums.

او به خاطر سخنرانی کلیدی در مجامع بین‌المللی شناخته شده است.

keynoting can set the tone for the entire conference.

سخنرانی کلیدی می‌تواند لحن کل کنفرانس را تعیین کند.

the organization invited her for keynoting due to her expertise.

سازمان او را به دلیل تخصصش برای سخنرانی کلیدی دعوت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید