headlining

[ایالات متحده]/[ˈhedˌlaɪnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈhedˌlaɪnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اصلی‌ترین خبر یا آیتم بودن؛ برجسته‌ترین ویژگی یا جاذبه بودن.
adj. مربوط به یا ویژگی یک تیتر.
n. اصلی‌ترین خبر یا آیتم در یک روزنامه یا پخش؛ یک ویژگی یا جاذبه برجسته.

عبارات و ترکیب‌ها

headlining news

خبر ویژه

headlining story

داستان ویژه

headlining act

عمل ویژه

headlining event

رویداد ویژه

headlining performer

اجرا کننده برجسته

headlining artist

هنرمند برجسته

headlining band

گروه برجسته

was headlining

در حال سرتیتر بود

headlining speaker

سخنرانی برجسته

headlining role

نقش برجسته

جملات نمونه

the newspaper is headlining the mayor's resignation.

روزنامه خبرساز بودن استعفای شهردار را تیتر کرده است.

the company's new product launch was headlining news.

معرفی محصول جدید شرکت خبر مهمی بود.

the scandal was headlining across all major networks.

این رسوایی در تمام شبکه های بزرگ خبرساز بود.

he's headlining the music festival this summer.

او در این تابستان سرگروه جشنواره موسیقی است.

the story was headlining the evening news broadcast.

این داستان خبرساز برنامه خبری شب بود.

the article was headlining the business section of the paper.

این مقاله بخش تجاری روزنامه را تیتر کرده بود.

the team's victory was headlining the sports page.

پیروزی تیم در صفحه ورزشی خبرساز بود.

the investigation is headlining the local news.

تحقیقات در اخبار محلی خبرساز است.

the event was headlining the community calendar.

این رویداد در تقویم جامعه خبرساز بود.

the report is headlining the industry journal.

این گزارش در مجله صنعت خبرساز است.

the artist is headlining the concert series.

این هنرمند سرگروه سری کنسرت ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید