keystroke

[ایالات متحده]/'kiːstrəʊk/
[بریتانیا]/'kistrok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فشردن یک کلید روی کیبورد، ضربه زدن به یک کلید.

عبارات و ترکیب‌ها

type a keystroke

وارد کردن کلید

record keystrokes

ضبط کلیدهای ورودی

جملات نمونه

She can do 3000 keystrokes an hour.

او می‌تواند 3000 ضربه کلید در ساعت انجام دهد.

Keystroke Assignment enables almost any combination of computer keyboard shortcuts to be assigned with a single click to any control on Novation’s Automap Hardware controllers.

تعیین کلید این امکان را فراهم می کند که تقریباً هر ترکیبی از میانبرهای صفحه کلید کامپیوتر را تنها با یک کلیک به هر کنترل در کنترلرهای سخت افزاری Novation Automap اختصاص دهید.

I made a mistake in my keystroke.

من در ضربه کلیدم اشتباه کردم.

She has a fast keystroke speed.

او سرعت ضربه کلید سریعی دارد.

His keystroke accuracy is impressive.

دقت ضربه کلید او قابل تحسین است.

The computer registered every keystroke I made.

کامپیوتر هر ضربه کلیدی که زدم را ثبت کرد.

He can type without looking at the keyboard, his keystroke is so smooth.

او می‌تواند بدون نگاه کردن به صفحه کلید تایپ کند، ضربه کلید او بسیار روان است.

The software records the keystrokes for security purposes.

نرم افزار ضربه کلیدها را برای اهداف امنیتی ثبت می کند.

She practices her keystrokes daily to improve her typing speed.

او به طور روزانه برای بهبود سرعت تایپ خود، ضربه کلیدها را تمرین می کند.

The hacker used a keystroke logger to steal sensitive information.

هکر از یک لاگر ضربه کلید برای سرقت اطلاعات حساس استفاده کرد.

The typist's keystrokes were rhythmic and precise.

ضربات کلید تایپیست ریتمیک و دقیق بودند.

He pressed the wrong keystroke and deleted the entire document.

او دکمه کلید اشتباه را فشار داد و کل سند را حذف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید