kibitzer

[ایالات متحده]/ˈkɪbɪtsə/
[بریتانیا]/ˈkɪbɪtsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مشاوره یا نظری ناخواسته ارائه می‌دهد؛ شخصی که شوخی می‌کند یا نظرات سبک می‌دهد، به‌ویژه در حین کارهای جدی یا بحث‌ها
Word Forms
جمعkibitzers

عبارات و ترکیب‌ها

kibitzer at cards

تماشاگر در بازی ورق

kibitzer in chess

تماشاگر در شطرنج

kibitzer during games

تماشاگر در حین بازی

kibitzer's advice

نصیحت تماشاگر

kibitzer's comments

نظرات تماشاگر

kibitzer in poker

تماشاگر در پوکر

kibitzer's role

نقش تماشاگر

kibitzer's perspective

دیدگاه تماشاگر

kibitzer and player

تماشاگر و بازیکن

جملات نمونه

as a kibitzer, i often give advice during games.

به عنوان یک مشوق، اغلب در حین بازی‌ها نصیحت می‌دهم.

it's fun to be a kibitzer at the poker table.

بازی کردن به عنوان یک مشوق در کنار میز پوکر لذت بخش است.

he acted as a kibitzer, sharing his thoughts on the strategy.

او به عنوان یک مشوق عمل کرد و نظرات خود را در مورد استراتژی به اشتراک گذاشت.

many kibitzers enjoy discussing the moves of the players.

بسیاری از مشوقان از بحث در مورد حرکات بازیکنان لذت می‌برند.

being a kibitzer allows me to learn from others.

بودن به عنوان یک مشوق به من این امکان را می‌دهد که از دیگران یاد بگیرم.

kibitzers can sometimes distract serious players.

مشوقان گاهی اوقات می‌توانند بازیکنان جدی را حواس پرت کنند.

as a kibitzer, i try to remain neutral.

به عنوان یک مشوق، سعی می‌کنم بی‌طرف بمانم.

many kibitzers have strong opinions about the game.

بسیاری از مشوقان نظرات قوی در مورد بازی دارند.

being a kibitzer can be both entertaining and educational.

بودن به عنوان یک مشوق می‌تواند هم سرگرم کننده و هم آموزشی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید