kickings

[ایالات متحده]/'kikiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تماس با چیزی به صورت قوی یا تهاجمی; شروع یا فعال کردن (یک موتور); حرکت دادن چیزی به بیرون با فشار دادن (یک هواپیما); معکوس کردن; لگد زدن (ارتکاب خطا در ورزش)

عبارات و ترکیب‌ها

kicking the ball

ضربه زدن به توپ

kicking a habit

ترک عادت کردن

kicking a goal

گل زدن

kicking someone out

بیرون راندن کسی

kicking the habit

ترک عادت کردن

kicking up dust

ایجاد گرد و غبار

kicking butt

عملکرد عالی

kicking off

شروع کردن

جملات نمونه

The baby was kicking and screaming.

نوزاد لگد می‌زد و فریاد می‌زد.

She's been kicking about Africa.

او در حال گشت و گذار در آفریقا بوده است.

My cap's kicking about somewhere.

کلاه من در جایی در حال گشت و گذار است.

The little boy was kicking away at the woodwork.

پسر کوچولو با شدت به چوب‌ها لگد می‌زد.

the boots also came in handy for kicking policemen.

این چکمه ها همچنین برای لگد زدن به پلیس ها مفید بودند.

we've got a few ideas we're kicking around.

ما چند ایده داریم که در حال بررسی آنها هستیم.

their seriously kicking debut, ‘Paradise’.

آغاز جدی و موفقیت آمیز آنها، 'بهشت'.

The boys were kicking an old ball about.

پسرها یک توپ قدیمی را به اطراف می‌زدند.

The mother was taken to court for kicking the children about.

مادر به دلیل لگد زدن به بچه‌ها به دادگاه رفت.

The boys were kicking up a terrific row.

پسرها سر و صداهای وحشتناکی ایجاد کردند.

the idea has been kicking around for more than a year now.

این ایده بیش از یک سال است که در حال بررسی است.

Fox's kicking is vital to the All Blacks' game.

لگدهای فاکس برای بازی آل بلک ها حیاتی است.

there were plenty of gulls kicking up a shindy .

چلغون‌های زیادی در حال ایجاد سر و صدا بودند.

The salmon was alive and kicking when it was dragged out of the river.

وقتی از رودخانه بیرون کشیده شد، ماهی سالمون زنده و سرحال بود.

I found this book kicking about upstairs; is it yours?

من این کتاب را در طبقات بالا پیدا کردم که در حال گشت و گذار بود؛ مال شماست؟

He has been kicking against this transfer for weeks.

او برای هفته‌ها با این انتقال مخالفت کرده است.

In appealing the case again, you will just be kicking against the pricks.

با اعتراض مجدد به پرونده، فقط در حال لگد زدن به شرف هستید.

Children enjoy kicking piles of dead leaves around.

بچه‌ها از لگد زدن به برگ‌های خشک لذت می‌برند.

نمونه‌های واقعی

Hold on, we are not kicking him out.

صبر کن، ما او را بیرون نمی‌کنیم.

منبع: Young Sheldon Season 5

He's our son. We are not kicking him out.

او پسر ماست. ما او را بیرون نمی‌کنیم.

منبع: Young Sheldon Season 5

Yeah, but what about the money I've been kicking in?

بله، اما در مورد پولی که من پرداخت کرده‌ام چه می‌شود؟

منبع: The Best Mom

Let's watch slowmo while I'm kicking.

بگذارید در حالی که من لگد می‌زنم، حرکت آهسته را تماشا کنیم.

منبع: The Ellen Show

She already runs like a champ and has even started kicking.

او قبلاً مثل یک قهرمان می‌دود و حتی شروع به لگد زدن کرده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Well, I am still alive and kicking.

خب، من هنوز زنده و سرحالم.

منبع: Fluent American spoken language

When he arrived at the shop, Oliver was still kicking wildly at the cellar door.

وقتی به مغازه رسید، الیور هنوز به شدت به در زیرزمین لگد می‌زد.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

I’m going to give you some butt kicking if you don’t shup up.

اگر دهان‌ت را بسته نداری، به تو لگد محکم خواهم زد.

منبع: Learn authentic English with Wilber Pan.

It’s only the day when the world’s biggest sporting event is kicking off.

این فقط روزی است که بزرگترین رویداد ورزشی جهان آغاز می‌شود.

منبع: EnglishPod 181-270

Lorraine and I have been kind of kicking around the idea of moving to California.

لورین و من کمی در مورد ایده نقل مکان به کالیفرنیا فکر کرده‌ایم.

منبع: Modern Family - Season 08

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید