booting

[ایالات متحده]/[ˈbuːtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈbuːtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل راه اندازی یک کامپیوتر یا دستگاه الکترونیکی دیگر؛ پوشیدن چکمه.
n. فرآیند راه اندازی یک کامپیوتر یا دستگاه الکترونیکی دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

booting up

در حال راه‌اندازی

booting sequence

توالی بوت

booting process

فرآیند بوت

successfully booting

راه‌اندازی موفقیت‌آمیز

booting device

دستگاه بوت

booting system

سیستم بوت

booting failed

بوت ناموفق بود

booting now

اکنون در حال بوت شدن

booting quickly

به سرعت بوت می‌شود

booting time

زمان بوت

جملات نمونه

the laptop is booting up slowly after the update.

لپ تاپ پس از به‌روزرسانی به‌طور کندی روشن می‌شود.

after a crash, the system needs time for booting.

پس از خطا، سیستم زمانی برای روشن شدن نیاز دارد.

the server is currently booting and will be unavailable.

سرور در حال حاضر روشن می‌شود و در دسترس نخواهد بود.

successful booting indicates a healthy system.

روشن شدن موفقیت‌آمیز، نشان‌دهنده سیستم سالمی است.

i'm waiting for the computer to finish booting.

در حال انتظار اتمام روشن شدن کامپیوتر هستم.

the booting process took longer than expected.

فرآیند روشن شدن طولانی‌تر از آنچه پیش‌بینی شده بود انجام شد.

fast booting is a sign of good hardware.

روشن شدن سریع، نشان‌دهنده سخت‌افزار خوبی است.

the phone's booting sequence is quite quick.

فرآیند روشن شدن تلفن بسیار سریع است.

is the device still booting, or is it stuck?

دستگاه هنوز در حال روشن شدن است یا مسدود شده است؟

the booting screen showed the manufacturer's logo.

صفحه روشن شدن لوگوی سازنده را نمایش داد.

we're troubleshooting issues with the booting process.

ما مشکلات مربوط به فرآیند روشن شدن را بررسی می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید