kilns

[ایالات متحده]/kɪlnz/
[بریتانیا]/kɪlnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوره‌های پخت؛ ساختاری برای پخت یا خشک کردن مواد؛ کارگرانی که کوره‌ها را اداره می‌کنند
v. قرار دادن چیزی در کوره برای پخت یا خشک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ceramic kilns

کوره های سرامیکی

brick kilns

کوره‌های آجرپزی

industrial kilns

کوره‌های صنعتی

pottery kilns

کوره‌های سفالگری

kilns operation

نحوه عملکرد کوره‌ها

gas kilns

کوره‌های گازی

electric kilns

کوره‌های برقی

wood-fired kilns

کوره‌های هیزمی

high-temperature kilns

کوره‌های با دمای بالا

small kilns

کوره‌های کوچک

جملات نمونه

many ancient civilizations used kilns to create pottery.

تکامل تمدن های باستانی از تنورها برای ساختن سفال استفاده کردند.

the temperature inside the kilns must be carefully controlled.

دمای داخل تنورها باید به دقت کنترل شود.

artists often design unique pieces for firing in kilns.

هنرمندان اغلب قطعات منحصر به فرد برای آتش زدن در تنورها طراحی می کنند.

modern kilns are more energy-efficient than older models.

تنورهای مدرن نسبت به مدل های قدیمی تر از نظر مصرف انرژی بهینه تر هستند.

we visited a factory that specializes in building kilns.

ما از کارخانه ای بازدید کردیم که در ساخت تنورها تخصص دارد.

different types of clay require specific kilns for firing.

انواع مختلف خاک رس به تنورهای خاص برای آتش زدن نیاز دارند.

some kilns are designed for high-temperature ceramics.

برخی از تنورها برای سرامیک های با دمای بالا طراحی شده اند.

the process of firing in kilns can take several hours.

فرآیند آتش زدن در تنورها ممکن است چندین ساعت طول بکشد.

he learned how to operate traditional wood-fired kilns.

او یاد گرفت که چگونه تنورهای سنتی با هیزم را کار کند.

kilns play a crucial role in the ceramics production process.

تنورها نقش مهمی در فرآیند تولید سرامیک ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید