ovens

[ایالات متحده]/ˈʌvənz/
[بریتانیا]/ˈʌvənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه "فر"

عبارات و ترکیب‌ها

electric ovens

فر برقی

convection ovens

فر همرفتی

microwave ovens

فر مایکروویو

gas ovens

فر گازی

wall ovens

فر دیواری

double ovens

فر دوتایی

commercial ovens

فر تجاری

self-cleaning ovens

فر خود تمیز شونده

induction ovens

فر القایی

portable ovens

فر قابل حمل

جملات نمونه

many households have multiple ovens for baking.

بسیاری از خانوارها چندین فر برای پخت و پز دارند.

commercial kitchens often use large industrial ovens.

آشپزخانه های تجاری اغلب از فر صنعتی بزرگ استفاده می کنند.

some ovens come with a built-in timer for convenience.

برخی از فرها دارای تایمر داخلی برای راحتی هستند.

ovens need regular maintenance to operate efficiently.

برای عملکرد کارآمد، فرها به نگهداری منظم نیاز دارند.

there are various types of ovens, including convection and microwave.

انواع مختلفی از فرها وجود دارد، از جمله فر برقی و مایکروویو.

ovens can reach high temperatures for roasting meats.

فرها می توانند برای برشته کردن گوشت به دمای بالا برسند.

many recipes specify the temperature settings for ovens.

بسیاری از دستور العمل ها تنظیمات دما را برای فرها مشخص می کنند.

some modern ovens have smart technology for remote control.

برخی از فر های مدرن دارای فناوری هوشمند برای کنترل از راه دور هستند.

ovens should be preheated before baking for best results.

برای بهترین نتیجه، فرها باید قبل از پخت گرم شوند.

cleaning ovens regularly helps prevent smoke and odors.

تمیز کردن منظم فرها به جلوگیری از دود و بو کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید