kinsperson

[ایالات متحده]/ˈkɪnzˌpɜːsn/
[بریتانیا]/ˈkɪnzˌpɜːrsn/

ترجمه

n. نسب خونی یا رابطه ازدواجی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

my kinsperson

هم‌خانواده‌ام

dear kinsperson

هم‌خانواده‌ی گرامی

distant kinsperson

هم‌خانواده‌ی دور

close kinsperson

هم‌خانواده‌ی نزدیک

elderly kinsperson

هم‌خانواده‌ی پیر

your kinsperson

هم‌خانواده‌ی شما

a kinsperson

هم‌خانواده‌ای

beloved kinsperson

هم‌خانواده‌ی عزیز

our kinsperson

هم‌خانواده‌ی ما

kinsperson's house

خانه‌ی هم‌خانواده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید