kismats

[ایالات متحده]/ˈkɪzmæt/
[بریتانیا]/ˈkɪzmæt/

ترجمه

n. سرنوشت یا تقدیر

عبارات و ترکیب‌ها

kismats happen

سرنوشت اتفاق می افتد

kismats align

سرنوشت همسو می شود

kismats unfold

سرنوشت آشکار می شود

kismats collide

سرنوشت برخورد می کند

kismats await

سرنوشت منتظر است

kismats guide

سرنوشت راهنمایی می کند

kismats reveal

سرنوشت آشکار می سازد

kismats connect

سرنوشت متصل می کند

kismats change

سرنوشت تغییر می دهد

kismats influence

سرنوشت تأثیر می گذارد

جملات نمونه

it was kismats that we met at the right time.

این سرنوشت بود که در زمان مناسب با هم آشنا شدیم.

sometimes, kismats can change your life unexpectedly.

گاهی اوقات، سرنوشت می‌تواند زندگی شما را به طور غیرمنتظره‌ای تغییر دهد.

she believes in kismats guiding her decisions.

او معتقد است که سرنوشت بر تصمیمات او تأثیر می‌گذارد.

finding that old photo was pure kismats.

پیدا کردن آن عکس قدیمی یک سرنوشت محض بود.

they felt that their love story was written in kismats.

آنها احساس می‌کردند که داستان عشق آنها در سرنوشت نوشته شده است.

kismats brought them together despite the distance.

با وجود فاصله، سرنوشت آنها را کنار هم آورد.

he often says that kismats play a big role in life.

او اغلب می‌گوید که سرنوشت نقش مهمی در زندگی ایفا می‌کند.

meeting her was a kismats moment for him.

دیدار با او یک لحظه سرنوشت‌ساز برای او بود.

they consider their success to be a result of kismats.

آنها موفقیت خود را نتیجه سرنوشت می‌دانند.

sometimes, you just have to trust kismats.

گاهی اوقات، شما فقط باید به سرنوشت اعتماد کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید