kismet moment
لحظه کیسمت
kismet fate
سرنوشت کیسمت
kismet chance
شانس کیسمت
kismet love
عشق کیسمت
kismet connection
ارتباط کیسمت
kismet destiny
سرنوشت کیسمت
kismet encounter
برخورد کیسمت
kismet journey
سفر کیسمت
kismet signs
نشانه های کیسمت
kismet path
مسیر کیسمت
it was pure kismet that we met at the café.
این یک سرنوشت محض بود که در کافه با هم آشنا شدیم.
our paths crossed by kismet during the journey.
در طول سفر، سرنوشت باعث شد مسیرهای ما به هم برسد.
she believed it was kismet that brought them together.
او معتقد بود که سرنوشت آنها را با هم آشنا کرد.
finding that old book felt like kismet.
پیدا کردن آن کتاب قدیمی مثل یک سرنوشت بود.
they thought their meeting was a kismet event.
آنها فکر کردند ملاقات آنها یک رویداد سرنوشتساز بود.
kismet led him to the opportunity of a lifetime.
سرنوشت او را به فرصتی برای یک بار در زندگی سوق داد.
it was kismet that they both applied for the same job.
این سرنوشت بود که هر دو برای همان شغل درخواست دادند.
she felt a kismet connection with him from the start.
او از همان ابتدا یک ارتباط سرنوشتساز با او احساس کرد.
they believe their love story is written in kismet.
آنها معتقدند داستان عشق آنها در سرنوشت نوشته شده است.
kismet played a role in their unexpected reunion.
سرنوشت در اتحاد مجدد غیرمنتظره آنها نقشی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید