kismets

[ایالات متحده]/ˈkɪzmɛts/
[بریتانیا]/ˈkɪzmɛts/

ترجمه

n.سرنوشت; تقدیر

عبارات و ترکیب‌ها

kismets collide

برخورد سرنوشت‌ها

kismets align

هم‌راستا شدن سرنوشت‌ها

kismets unfold

گشوده‌ شدن سرنوشت‌ها

kismets intertwine

پیچیده شدن سرنوشت‌ها

kismets connect

اتصال سرنوشت‌ها

kismets reveal

افشای سرنوشت‌ها

kismets journey

سفر سرنوشت‌ها

kismets guide

هدایت سرنوشت‌ها

kismets happen

سرنوشت رخ می‌دهد

kismets await

سرنوشت در انتظار است

جملات نمونه

sometimes, kismets lead us to unexpected places.

گاهی اوقات، سرنوشت ما را به مکان‌های غیرمنتظره‌ای می‌کشاند.

it's all about kismets when it comes to love.

وقتی صحبت از عشق می‌شود، همه چیز به سرنوشت بستگی دارد.

she believes that kismets brought them together.

او معتقد است که سرنوشت آنها را کنار هم قرار داده است.

they met by kismets at the coffee shop.

آنها در کافی شاپ به واسطه سرنوشت با هم آشنا شدند.

his success is often attributed to kismets.

اغلب موفقیت او به سرنوشت نسبت داده می‌شود.

we can't ignore the role of kismets in our lives.

ما نمی‌توانیم نقش سرنوشت در زندگی ما را نادیده بگیریم.

she felt that their meeting was a matter of kismets.

او احساس کرد که آشنایی آنها به سرنوشت مربوط می‌شود.

sometimes, kismets can change everything.

گاهی اوقات، سرنوشت می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.

he often reflects on the kismets that shaped his career.

او اغلب به سرنوشتی که حرفه او را شکل داده فکر می‌کند.

they believe that kismets guided their journey.

آنها معتقدند که سرنوشت مسیر آنها را هدایت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید