kissers

[ایالات متحده]/'kɪsə/
[بریتانیا]/'kɪsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بوسه می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

good kisser

بوست خوب

baby kisser

بوس کننده بچه

جملات نمونه

a politician known as an inveterate kisser of babies.

یک سیاستمدار که به عنوان یک بوسنده با تجربه کودکان شناخته می شود.

face (`kisser' and `smiler' and `mug...

چهره ( `kisser' و `smiler' و `mug...

punched him in the kisser;

او را در کیسر مشت زد؛

A crafty Kisser enjoys being playful and prankish.

یک بوسه زیرک از بازیگوشی و شیطنت لذت می‌برد.

He is a great kisser.

او یک بوسنده عالی است.

The kisser's technique was flawless.

تکنیک بوسنده بی‌نقص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید