kits

[ایالات متحده]/kɪts/
[بریتانیا]/kɪts/

ترجمه

n. جعبه ابزار یا مجموعه‌ای از ابزارها

عبارات و ترکیب‌ها

first aid kits

جعبه کمک‌های اولیه

tool kits

جعبه ابزار

survival kits

جعبه بقا

making kits

جعبه‌های ساخت

bought kits

جعبه‌های خریداری شده

packed kits

جعبه‌های بسته‌بندی شده

art kits

جعبه‌های هنری

craft kits

جعبه‌های صنایع دستی

fishing kits

جعبه‌های ماهیگیری

starter kits

جعبه‌های شروع

جملات نمونه

we purchased a first aid kit for the camping trip.

ما یک جعبه کمک‌های اولیه برای سفر کمپینگ خریدیم.

the art kit included paints, brushes, and a canvas.

جعبه هنر شامل رنگ‌ها، قلم‌موها و یک بوم نقاشی بود.

he assembled the model airplane kit with great care.

او با دقت زیاد مدل هواپیما را مونتاژ کرد.

the survival kit is essential for hikers in remote areas.

جعبه بقا برای کوهنوردان در مناطق دورافتاده ضروری است.

she bought a sewing kit to mend her clothes.

او یک جعبه خیاطی خرید تا لباس‌هایش را وصله کند.

the fishing kit contained hooks, line, and lures.

جعبه ماهیگیری شامل قلاب، نخ و طعمه بود.

the baby kit had diapers, wipes, and formula.

جعبه نوزاد شامل پوشک، دستمال مرطوب و شیر خشک بود.

the science kit allowed them to conduct experiments.

جعبه علم به آنها اجازه داد آزمایش انجام دهند.

the starter kit helped them get going with the new software.

جعبه شروع به آنها کمک کرد تا با نرم افزار جدید شروع به کار کنند.

the cleaning kit included various cleaning supplies.

جعبه تمیز کردن شامل لوازم تمیز کننده مختلف بود.

the photography kit provided essential equipment for beginners.

جعبه عکاسی تجهیزات ضروری برای مبتدیان ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید