outfits

[ایالات متحده]/[ˈaʊtfɪts]/
[بریتانیا]/[ˈaʊtfɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از لباس‌ها، به ویژه طراحی شده برای یک مناسبت خاص؛ مجموعه‌ای از تجهیزات یا لباس برای یک فعالیت خاص؛ مجموعه‌ای کامل از اقلام.

عبارات و ترکیب‌ها

outfits online

لباس‌های آنلاین

outfits for sale

لباس‌های برای فروش

outfits together

لباس‌ها با هم

outfits ideas

ایده‌های لباس

outfits inspiration

الهام از لباس‌ها

outfits selection

انتخاب لباس‌ها

outfitted beautifully

به زیبایی پوشیده شده

outfitting outfits

ست کردن لباس‌ها

outfits collection

مجموعه لباس‌ها

outfits gallery

گالری لباس‌ها

جملات نمونه

she carefully planned her outfits for the entire vacation.

او لباس‌های خود را برای کل تعطیلات با دقت برنامه‌ریزی کرد.

the boutique offered a wide range of stylish outfits.

بوتیك طیف گسترده‌ای از لباس‌های شیک ارائه می‌داد.

he always coordinated his outfits with colorful socks.

او همیشه لباس‌هایش را با جوراب‌های رنگارنگ هماهنگ می‌کرد.

i love browsing through online stores for new outfits.

من عاشق گشت و گذار در فروشگاه‌های آنلاین برای لباس‌های جدید هستم.

her outfits were always unique and eye-catching.

لباس‌های او همیشه منحصر به فرد و جلب توجه بودند.

the fashion show featured stunning evening outfits.

نمایش مد شامل لباس‌های شب خیره‌کننده بود.

they sell comfortable and practical everyday outfits.

آنها لباس‌های روزمره راحت و کاربردی می‌فروشند.

she changed into a new outfit for the party.

او برای مهمانی لباس جدید پوشید.

the store has a great selection of casual outfits.

فروشگاه انتخاب خوبی از لباس‌های غیررسمی دارد.

he admired her creative and bold outfits.

او از لباس‌های خلاقانه و جسورانه او تحسین کرد.

she designed her own outfits to express her personality.

او لباس‌های خود را برای بیان شخصیتش طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید