cheap kitsches
کیتشهای ارزان قیمت
artificial kitsches
کیتشهای مصنوعی
modern kitsches
کیتشهای مدرن
colorful kitsches
کیتشهای رنگارنگ
tacky kitsches
کیتشهای بدسلیقه
over-the-top kitsches
کیتشهای اغراقآمیز
nostalgic kitsches
کیتشهای نوستالژیک
kitsch art
هنر کیتشی
vintage kitsches
کیتشهای قدیمی
quirky kitsches
کیتشهای عجیب و غریب
the decor was filled with kitsches that made the room feel outdated.
دکوراسیون پر از وسایل دمده بود که باعث میشد اتاق قدیمی به نظر برسد.
she loves collecting kitsches from different countries.
او عاشق جمعآوری وسایل دمده از کشورهای مختلف است.
his sense of style is often criticized for being too kitsch.
سبک او اغلب به دلیل دمده بودن مورد انتقاد قرار میگیرد.
the movie was filled with kitsches that made it less enjoyable.
فیلم پر از وسایل دمده بود که باعث میشد کمتر لذتبخش باشد.
they decorated their home with various kitsches from the 80s.
آنها خانهشان را با وسایل دمده مختلف از دهه 80 تزئین کردند.
some people find kitsches charming, while others see them as tacky.
برخی افراد وسایل دمده را جذاب میدانند، در حالی که برخی دیگر آنها را بیسلیقه میبینند.
the art exhibit featured a lot of kitsches that provoked mixed reactions.
نمایشگاه هنری دارای آثار دمده زیادی بود که باعث واکنشهای مختلف شد.
his collection of kitsches includes everything from figurines to posters.
کلکسیون وسایل دمده او شامل همه چیز از مجسمههای کوچک تا پوسترها است.
they hosted a party themed around kitsches and retro items.
آنها یک مهمانی با مضمون وسایل دمده و آثار قدیمی برگزار کردند.
critics often dismiss kitsches as lacking artistic value.
منتقدان اغلب وسایل دمده را به دلیل نداشتن ارزش هنری نادیده میگیرند.
cheap kitsches
کیتشهای ارزان قیمت
artificial kitsches
کیتشهای مصنوعی
modern kitsches
کیتشهای مدرن
colorful kitsches
کیتشهای رنگارنگ
tacky kitsches
کیتشهای بدسلیقه
over-the-top kitsches
کیتشهای اغراقآمیز
nostalgic kitsches
کیتشهای نوستالژیک
kitsch art
هنر کیتشی
vintage kitsches
کیتشهای قدیمی
quirky kitsches
کیتشهای عجیب و غریب
the decor was filled with kitsches that made the room feel outdated.
دکوراسیون پر از وسایل دمده بود که باعث میشد اتاق قدیمی به نظر برسد.
she loves collecting kitsches from different countries.
او عاشق جمعآوری وسایل دمده از کشورهای مختلف است.
his sense of style is often criticized for being too kitsch.
سبک او اغلب به دلیل دمده بودن مورد انتقاد قرار میگیرد.
the movie was filled with kitsches that made it less enjoyable.
فیلم پر از وسایل دمده بود که باعث میشد کمتر لذتبخش باشد.
they decorated their home with various kitsches from the 80s.
آنها خانهشان را با وسایل دمده مختلف از دهه 80 تزئین کردند.
some people find kitsches charming, while others see them as tacky.
برخی افراد وسایل دمده را جذاب میدانند، در حالی که برخی دیگر آنها را بیسلیقه میبینند.
the art exhibit featured a lot of kitsches that provoked mixed reactions.
نمایشگاه هنری دارای آثار دمده زیادی بود که باعث واکنشهای مختلف شد.
his collection of kitsches includes everything from figurines to posters.
کلکسیون وسایل دمده او شامل همه چیز از مجسمههای کوچک تا پوسترها است.
they hosted a party themed around kitsches and retro items.
آنها یک مهمانی با مضمون وسایل دمده و آثار قدیمی برگزار کردند.
critics often dismiss kitsches as lacking artistic value.
منتقدان اغلب وسایل دمده را به دلیل نداشتن ارزش هنری نادیده میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید