kitschiest

[ایالات متحده]/ˈkɪtʃɪst/
[بریتانیا]/ˈkɪtʃiːəst/

ترجمه

adj. به طور مصنوعی سطحی یا کم‌عمق از نظر ارزش هنری

عبارات و ترکیب‌ها

kitschiest decor

زیبا‌ترین دکوراسیون

kitschiest style

زیبا‌ترین سبک

kitschiest art

زیبا‌ترین هنر

kitschiest clothing

زیبا‌ترین لباس

kitschiest design

زیبا‌ترین طراحی

kitschiest gift

زیبا‌ترین هدیه

kitschiest movie

زیبا‌ترین فیلم

kitschiest trend

زیبا‌ترین روند

kitschiest theme

زیبا‌ترین موضوع

kitschiest music

زیبا‌ترین موسیقی

جملات نمونه

the kitschiest decorations filled the room during the party.

Украшения عجیب و غریب‌ترین‌ها اتاق را در طول مهمانی پر کردند.

she wore the kitschiest outfit to the retro-themed event.

او عجیب و غریب‌ترین لباس را در رویداد با مضمون نوستالژیک پوشید.

they served the kitschiest cocktails at the bar.

آن‌ها عجیب و غریب‌ترین کوکتل‌ها را در بار سرو کردند.

the movie was filled with the kitschiest special effects.

فیلم پر از جلوه‌های ویژه عجیب و غریب‌ترین بود.

his collection includes the kitschiest souvenirs from around the world.

مجموعه او شامل سوغاتی‌های عجیب و غریب‌ترین از سراسر جهان است.

we visited the kitschiest tourist trap in the city.

ما از تله توریستی عجیب و غریب‌ترین در شهر بازدید کردیم.

the kitschiest songs always seem to get stuck in my head.

آهنگ‌های عجیب و غریب‌ترین همیشه در ذهنم می‌مانند.

her taste in art leans toward the kitschiest pieces available.

سلیقه او در هنر به سمت عجیب و غریب‌ترین آثار موجود متمایل است.

the kitschiest gifts are often the most memorable.

هدیه‌های عجیب و غریب‌ترین اغلب به یاد ماندنی‌ترین هستند.

he enjoys collecting the kitschiest memorabilia from the 80s.

او از جمع‌آوری اشیاء یادگاری عجیب و غریب‌ترین از دهه 80 لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید