cheesiest

[ایالات متحده]/[ˈtʃiːzɪst]/
[بریتانیا]/[ˈtʃiːzɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین کمبود نبوغ اصلی؛ چیزهای قدیمی و عجیب؛ بسیار عاطفی یا غمگین؛ مربوط به یا شبیه به پنیه.

عبارات و ترکیب‌ها

cheesiest pick-up line

خنده‌دار‌ترین خط جذب

cheesiest movie ever

فیلم خنده‌دار‌ترین هرگز

cheesiest jokes

جokes خنده‌دار‌ترین

جملات نمونه

he told the cheesiest pickup lines i've ever heard.

او سخنرانی‌های جذب‌کننده‌ای را که تا به حال شنیده بودم، گفت.

the movie had the cheesiest plot twist imaginable.

فیلم داستان‌پردازی‌ای با چرخه‌های غیرقابل تصور بود.

i cringed at the cheesiest moment in the play.

من در لحظه‌ای از نمایش که کاملاً سرگرم‌کننده بود، ناراحت شدم.

their proposal was incredibly cheesy, but also sweet.

پیشنهاد آن‌ها بسیار سرگرم‌کننده بود، اما همچنین شیرین.

the restaurant's decor was overly cheesy and gaudy.

زیبایی‌های رستوران بسیار سرگرم‌کننده و گاهی زیادی بود.

it was the cheesiest commercial i've seen all year.

این تبلیغ سرگرم‌کننده‌ترین تبلیغی بود که تا کنون دیده بودم.

we laughed at the cheesiest jokes in the comedy routine.

ما به جوک‌های سرگرم‌کننده در روتین کمدی خنده‌زدن.

the band's music videos are known for being cheesy.

ویدیوهای موسیقی گروه به خاطر سرگرم‌کنندگی‌شان معروف هستند.

she delivered the cheesiest speech at the awards ceremony.

او در جایزه‌دهی سخنرانی‌ای سرگرم‌کننده را ارائه داد.

the theme song was undeniably the cheesiest part of the show.

آهنگ اصلی بدون شک بخش سرگرم‌کننده‌تری از نمایش بود.

he pulled out all the stops for the cheesiest birthday surprise.

او تمام تلاش‌های خود را برای بازیگری سرگرم‌کننده‌ترین مفاجات تولد انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید