knavery

[ایالات متحده]/ˈneɪ.vər.i/
[بریتانیا]/ˈneɪ.vər.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار غیرصادق یا غیر اخلاقی؛ رفتار شیاد یا شرور؛ فریب یا حقه‌بازی

عبارات و ترکیب‌ها

political knavery

مکر سیاسی

knavery at play

کناوری در حال اجرا

expose knavery

افشای کثافتی

knavery revealed

کثافتی آشکار شده

knavery and deceit

کثافتی و فریب

knavery abounds

کثافتی فراوان است

knavery exposed

کثافتی آشکار شده

knavery in action

کثافتی در عمل

knavery thrives

کثافتی رونق دارد

endless knavery

کثافتی بی پایان

جملات نمونه

his knavery was exposed when he tried to cheat his friends.

وقاحت او زمانی آشکار شد که سعی کرد دوستانش را فریب دهد.

the knavery of the con artist left many people in financial ruin.

وقاحت کلاهبردار باعث ورشکستگی بسیاری از مردم شد.

she was shocked by the knavery of her trusted advisor.

او از وقاحت مشاور مورد اعتمادش شوکه شد.

the politician's knavery led to a major scandal.

وقاحت سیاستمدار منجر به یک رسوایی بزرگ شد.

they uncovered the knavery behind the fraudulent scheme.

آنها وقاحت پشت طرح کلاهبرداری را کشف کردند.

his knavery was so blatant that no one believed him.

وقاحت او آنقدر آشکار بود که کسی به او باور نکرد.

despite his knavery, he managed to charm his way into the circle.

با وجود وقاحت او، او توانست با فریب وارد حلقه شود.

the knavery of the scheme was evident to everyone except the victims.

وقاحت طرح برای همه به جز قربانیان آشکار بود.

she confronted him about his knavery during their last meeting.

او در آخرین ملاقاتش او را در مورد وقاحت او مواجه کرد.

his reputation was tarnished by his past knavery.

شهرت او به دلیل وقاحت گذشته‌اش لکه‌دار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید