knobble

[ایالات متحده]/ˈnɒbl/
[بریتانیا]/ˈnɑːbl/

ترجمه

n. توده کوچک یا برآمدگی؛ ورم یا برجستگی کوچک
Word Forms
جمعknobbles

عبارات و ترکیب‌ها

knobble the ball

توپ را دستکاری کن

knobble the opponent

حریف را دستکاری کن

knobble a deal

یک معامله را دستکاری کن

knobble the task

وظیفه را دستکاری کن

knobble the project

پروژه را دستکاری کن

knobble the issue

مشکل را دستکاری کن

knobble the game

بازی را دستکاری کن

knobble the plan

برنامه را دستکاری کن

knobble the strategy

استراتژی را دستکاری کن

knobble the competition

رقابت را دستکاری کن

جملات نمونه

he tried to knobble the competition by spreading rumors.

او سعی کرد با پخش شایعات، رقابت را مختل کند.

she was accused of trying to knobble the project.

او به تلاش برای مختل کردن پروژه متهم شد.

the coach warned the players not to knobble their teammates.

مربی به بازیکنان هشدار داد که با هم تیمی هایشان مقابله نکنند.

they attempted to knobble the negotiations for their benefit.

آنها سعی کردند مذاکرات را به نفع خود مختل کنند.

he was caught trying to knobble the election process.

او در حال تلاش برای مختل کردن روند انتخابات دستگیر شد.

knobbling the rules can lead to serious consequences.

مخالف‌بودن با قوانین می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she felt guilty for knobbling her friend's chances.

او به خاطر از بین بردن شانس دوستش احساس گناه کرد.

they were found guilty of knobbling the system.

آنها به دلیل مختل کردن سیستم گناهکار شناخته شدند.

it's unethical to knobble someone else's success.

مخالف‌بودن با موفقیت دیگران غیر اخلاقی است.

he tried to knobble the deal by leaking information.

او سعی کرد با فاش کردن اطلاعات، معامله را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید